X
تبلیغات
گروه فرهنگی وهنری سکوت بوشهر
 

فراخوان

فراخوان ششمین جشنواره سراسری ادبیات نمایشی رضوی

به مناسبت میلاد با سعادت عالم آل محمد (ص) حضرت علی بن موسی الرضا (ع) و حضرت فاطمه معصومه (س) و همزمان با دهه کرامت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی قزوین نهمین جشنواره بین‌المللی امام رضا (ع) و ششمین جشنواره سراسری ادبیات نمایشی رضوی را برگزار می‌نماید.

اهداف جشنواره:
الف- اشاعه و ترویج فرهنگ منور رضوی.
ب- گسترش فعالیت‌های فرهنگی - هنری - مذهبی و مرتبط با سیره ائمه معصومین بویژه امام رضا (ع).
ج- گرامیداشت تولیدکنندگان و پدیدآورندگان آثار برتر فرهنگی و هنری در زمینه سیره، شخصیت و معارف امام رضا(ع) و کمک به انتشار گسترده‌تر این آثار.
د- شرکت کنندگان می‌توانند از منابع ذیل در خصوص تهیه آثار خود استفاده نمایند.
1- امامان شیعه و جنبش‌های مکتبی/ محمدتقی مدرسی
2- جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا (ع)/ جلیل عرفان منش
3- امام رضا منادی توحید و امامت / احمد ترابی و همکاران
4- ولایت عهدی امام رضا (ع) / سیدمحمد مرتضوی
5- مدایح رضوی/ یوسف ازعدی
6- تجلیلی از زندگی امام رضا (ع)/ علامه محمدجواد فضل الله
7-مهدی منتظر (از نگاه امام رضا (ع)/ محسن کتابچی
8- اخلاق رضوی (نگاهی بر اخلاق فردی و اجتماعی امام رضا (ع)/ محمدمهدی قائمی
9-شیوه دعا و نیایش در کلام امام علی بن موسی الرضا (ع)/ احمد آقایی
10- غدیر از بیان علی بن موسی الرضا (ع)/ احمد آقایی
11- معیارهای اقتصاد اسلامی در تعالیم رضوی/ محمدحکیمی
12- مدایح رضوی در شعر فارسی/ احمد احمدی بیرجندی
13- عشق هشتم (برگزیده جشنواره کتاب سال رضوی در حوزه ادبیات) / کمال السید
14- واژه نامه زیارت و حرم مطهر امام رضا (ع)/ عظیم سرودلیر
15- مهارتهای زندگی در سیره رضوی/ محمدرضا شرفی
16- به یادم باش (داستانکهای سنت و سیره امام رضا (ع)/ محمدرضا میری
موضوع جشنواره:
دبیرخانه ششمین جشنواره سراسری ادبیات نمایشی رضوی افتخار دارد در موضوعات زیر پذیرای آثار گرانقدر شما باشد:
معارف رضوی/ آداب زیارت/ مناظرات حضرت /توسل به حضرت / تولد,زندگی و شهادت/ زائر و مجاور/ ایرانیان و امام رضا(ع)/ مشتاقان حضرت در آنسوی مرزها/ شفایافتگان/ نزدیکان و اصحاب حضرت/کرامات رضوی/ جایگاه ویژه علمی و اخلاقی حضرت و سایر موضوعات مرتبط.
بخش‌های جشنواره:
الف: بخش مسابقه
مسابقه فیلم نامه‌های کوتاه.
مسابقه فیلم نامه‌های نیمه بلند و بلند.
مسابقه نمایشنامه‌های صحنه‌ای.
مسابقه نمایشنامه‌نویسی ویژه کودک و نوجوان و عروسکی.
ب : بخش جنبی
کارگاه‌های تخصصی فیلم نامه‌نویسی و نمایش‌نامه‌نویسی  به منظور آموزش و ترغیب علاقه‌مندان به نوشتن موضوعات مرتبط با اهداف جشنواره.
نمایش فیلم‌های منتخب جشنواره رضوی.
شرایط شرکت در بخش مسابقه:
آثار ارسالی نباید حائز رتبه یا مقام برگزیده در جشنواره‌های پیشین بین‌المللی امام رضا (ع) باشند.
فیلم‌نامه‌ها می‌تواند در قالب مستند، داستانی، انیمیشن (پویا نمایی) و نماهنگ نیز ارایه گردند.
دبیرخانه در قبال خسارت یا مفقود شدن آثار ارسالی از طریق پست مسئولیتی ندارد.
نمایشنامه‌ها می‌توانند در قالب صحنه‌ای برای بزرگسالان، کودک  و نوجوان و عروسکی ارایه گردند.
هر نویسنده می‌تواند با ارایه سه اثر در جشنواره شرکت نماید.
کلیه آثار می‌بایست در نرم افزارword2003 با فونت Yagut14 تایپ شده و به همراه یک حلقه لوح فشرده (سی دی) و سه نسخه پرینت به دبیرخانه ارسال گردند.
آثار ارسالی باید دارای طلق و شیرازه یا سیمی بوده و نام فیلم‌نامه یا نمایشنامه و نویسنده آن در صفحه نخست و پایانی قید گردیده باشد و صفحات آن شماره‌گذاری شده باشد.
به آثار برگزیده‌ای که بیش از یک نویسنده داشته باشد تنها یک جایزه اهداء خواهد شد.
آثار اقتباسی الزاماً می‌بایست با ذکر منابع و خلاصه آن صورت گیرد.
آثار ارسالی باید دارای خلاصه طرح در حداقل یک صفحه باشد.
تکمیل فرم مشخصات نویسنده و ارسال آن به همراه یک قطعه عکس پرسنلی4*3 پشت نویسی شده الزامی است.
دبیرخانه می‌تواند از آثار راه یافته با ذکر نام نویسنده در انتشارات مربوط به خود استفاده نماید.
آثار ارسالی عودت داده نمی‌شود.
از فیلم‌نامه‌ها و نمایشنامه‌های برتر یک جلد کتاب چاپ شده و به کلیه شرکت‌کنندگان اهدا و در سطح کشور توزیع می‌گردد.
تصمیم‌گیری در مورد مسائل پیش‌بینی نشده برعهده برگزار کننده می‌باشد.
ارسال آثار به منزله قبول مقررات است.
جوایز:
مسابقه فیلم‌نامه‌های کوتاه:

فیلم نامه اول: تندیس جشنواره ,لوح تقدیر و مبلغ10میلیون ریال جایزه نقدی.
فیلم نامه دوم: لوح تقدیر و مبلغ7 میلیون ریال جایزه نقدی.
فیلم نامه سوم: لوح تقدیر و مبلغ5 میلیون ریال جایزه نقدی.
مسابقه فیلم نامه‌های نیمه بلند و بلند:
فیلم نامه اول: تندیس جشنواره ,لوح تقدیر و مبلغ12میلیون ریال جایزه نقدی.
فیلم نامه دوم: لوح تقدیر و مبلغ 9میلیون ریال جایزه نقدی.
فیلم نامه سوم: لوح تقدیر و مبلغ7 میلیون ریال جایزه نقدی.
مسابقه نمایشنامه صحنه‌ای:
نمایشنامه اول: تندیس جشنواره ,لوح تقدیر و مبلغ12میلیون ریال جایزه نقدی.
نمایشنامه دوم: لوح تقدیر و مبلغ 9میلیون ریال جایزه نقدی.
نمایشنامه سوم: لوح تقدیر و مبلغ7 میلیون ریال جایزه نقدی.
مسابقه نمایشنامه‌نویسی ویژه کودک و نوجوان و عروسکی:
نمایشنامه اول: تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ10میلیون ریال جایزه نقدی.
نمایشنامه دوم: لوح تقدیر و مبلغ7 میلیون ریال جایزه نقدی.
نمایشنامه سوم: لوح تقدیر و مبلغ5 میلیون ریال جایزه نقدی.
گاهشمار:
آخرین مهلت ارسال آثار:    1390/06/10
اطلاع‌رسانی به برگزیدگان:    1390/7/4
د: تاریخ برگزاری مراسم اختتامیه در استان: 1390/7/7

آدرس:
قزوین: بلوارآزادگان (غیاث آباد)- چهار راه غیاث آباد- جنب مسجد امام خمینی(ره) – اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی- دبیرخانه ششمین جشنواره ادبیات نمایشی رضوی.
تلفن:02813691412  تلفکس:02813691412
نشانی سایت و پست الکترونیکی:
www.Qershad.ir
info@ershad.ir
 
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قزوین
دبیرخانه دائمی جشنواره بین المللی امام رضا(ع)
انجمن سینمای جوانان ایران- دفتر قزوین
انجمن هنرهای نمایشی ایران- شعبه استان قزوین
 
فرم مشخصات شرکت کنندگان ششمین جشنواره سراسری ادبیات نمایشی رضوی قزوین
مهرماه 1390

 
آثار ارائه شده:                 فیلمنامه کوتاه *              فیلمنامه بلند*                نمایش نامه  صحنه ای
                                                                                                                             کودک  و نوجوان
                                                                                                                             عروسکی
نام اثر:                                                               نام و نام خانوادگی نویسنده:
 
میزان تحصیلات:                                                   رشته تحصیلی:
 
تعداد صفحات اثر:
خلاصه اثر:
 
آدرس و شماره تلفن ثابت و همراه و پست الکترونیکی:
امضا و تاریخ:


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در سه شنبه سی ام فروردین 1390 ساعت 10:15 موضوع | لینک ثابت


جلسه ی اول در سال 90

با هماهنگی های کارگردان و مدیر برنامه ریزی گروه سکوت امروز اولین جلسه ی گروه برای تعیین نمایشنامه و بازیگر در سال جدید آغاز شد.
در این جلسه آقای قاسمی با ذکر برخی مسائل در مورد کار جدید اظهار داشت که در این کار که نویسنده ی آن "محمد چرمشیر" است،بر اساس توانایی های بازیگران به آنها نقش داده میشود.
"مروارید" که نمایشنامه ای با فضای بومی است،روایت آدمهایی است که با باورهای خود زندگی میکنند. و زندگی این آدمها رابطه ی مستقیمی با دریا و ساحل دارد.


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 ساعت 13:18 موضوع | لینک ثابت


متن و اجرا:

نوشته شاهرخ قاسمي

تاملاتی در باب ترجمه متون نمایشی

    چكیده

    مسئله ترجمه متون نمایشی مسئله ای است كه در بین منتقدین و علمای تآتری در ایران یا خارج از ایران كمتر مورد بحث و موشكافی قرار گرفته است. بعنوان مثال ما در این مورد كه هنگام ترجمه این متون چه تاكتیك هایی مورد استفاده قرار می گیرد چیز زیادی نمی دانیم. ظاهرا ً یكی از دلایل این غفلت این است كه مترجمین این حوزه معمولا ً فرق چندانی میان فنون ترجمه متون ادبی نظیر رمان و فنون ترجمه متون نمایشی قایل نیستند، و آثار نمایشی را با همان پیش فرض هایی ترجمه می كنند كه هنگام ترجمه متون ادبی در نظر دارند. همین امر باعث شده است كه حوزه ترجمه آثار نمایشی همواره با آسیب های جدی مواجه شود. من در اینجا سعی خواهم كرد به معرفی سه پیش فرضی بپردازم كه هنگام ترجمه متون نمایشی رخ می نماید و در عین حال نشان می دهم كه این پیش فرض ها غالبا ً مخرب و ناكارآمداند. من این بررسی را با چند نمونه عینی از ترجمه هایی پیش خواهم برد كه اكنون به عنوان ترجمه های معیار پذیرفته شده اند.

  متن دراماتیك در برابر متن روایی

 در میان همه متون ادبی احتمالا ً ترجمه آثار نمایشی از همه مشكل تر است. علت این امر در وهله نخست به ماهیت اساسا ً اجرایی( performative) خود اثر نمایشی و نقش بنیادین دیالوگ در این آثار مربوط می شود. سرمنشاء اصلی این بحث ریشه در كتاب سوم جمهور دارد كه وی در آنجا میان " گزارش كردن‌" و " بازنمایی " تمایز قایل می شود:

 

    ... یك نوع شعر و نقل داستان وجود دارد كه كاملا ً از طریق تقلید یا"

    بازنمایی پیش می رود... یعنی تراژدی و كمدی؛ نوع دیگری هست

    كه از روایت خود شاعر بهره می برد... مثلا ً در دیتی رامب؛ اما

    نوع سومی هم وجود دارد كه هر دو را به كار می برد و آن شكل

    "اپیك یا روایی است.

    ( افلاطون، دوره آثار)

    البته همین تقسیم بندی بعدها در بوطیقای ارسطو و سپس در سنت آنگلوساكسن و رومانتی سیسم آلمانی نیز نمود پیدا كرد. بدین ترتیب از نظر افلاتون متون دراماتیك از این حیث كه كاملا ً به شیوه بازنمایانه محدودند و شاعر در آن ها امكان گفت و گوی مستقیم را ندارد از متون روایی متمایز می شوند. به عبارت دیگر در متون دراماتیك دریافت كننده این احساس را دارد كه مستقیما ً با شخصیت ها مواجه می شود، در حالی كه در متون روایی این شخصیت ها كم و بیش با واسطه یك راوی عینی توصیف می شوند. پس گفتار اشخاص نمایشی الگوی كلامی و مسلط درام را تشكیل می دهد؛ چیزی كه به ندرت در بوطیقای ارسطو مستتر بود و تا زمان تئوری های دراماتیك هگل وشلگل نیز نا شناخته بود. از سوی دیگر در درام رابطه میان طرح و دیالوگ كاملا ً دیالكتیكی است، چون دیالوگ دراماتیك، به تعبیر پیراندلو اساسا ً نوعی كنش كلامی (spoken action ) است. اصطلاح كنش كلامی اصطلاح مفیدی است برای توصیف ماهیت اجرایی ( performative ) دیالوگ نمایشی و تمایز آن از گفتار ادبی. دیالوگ در اینجا صرفا ً مبتنی بر محتوای موضوعی خود نیست بلكه به خودی خود اجرای نوعی عمل محسوب می شود. به تعبیر جی. ال. آستین: « چیزی وجود دارد كه در لحظه بیان خود توسط شخص گوینده به عمل در می آید.» در ادامه نشان خواهیم داد كه چگونه اكثر متون مهم نمایشی در ترجمه فارسی خود دقیقا ً به دلیل این از دست رفتن ( به تعبیر پیتر شوندی ) ماهیت مطلق درام، به متونی خنثی، ادبی و فارغ از قابلیت های اجرایی بدل گشته اند.

    البته یك راه دیگر برای توصیف ماهیت اجرایی دیالوگ توسل به مفهوم زیر متن (sub- text ) است. زیر متن در متون دراماتیك به كنش ها، عواطف، و در كل اهدافی اشاره می كند كه در پس هر دیالوگ وجود دارد. در نظام تحلیلی استانیسلاوسكی، كشف و بیان زیر متن توسط كارگردان و بازیگر، برای اجرای متن حیاتی محسوب می شود. به عبارت دیگر، كشف و بیان زیر متن تضمین كننده تمامی اعمال بیرونی بازیگر بر صحنه و در عین حال ضامن صحت نسبی قرائت هایی است كه در اجرای متن نمود می یابند. متن تآتری بدون اجرا ناكامل است، چون فقط در اجراست كه توان بالقوه متن بروز می كند. و همین امر مترجم این حوزه را با یك معضل جدی مواجه می سازد: اینكه آیا وی باید نمایشنامه را به عنوان متنی صرفا ً ادبی ترجمه كند، یا باید سعی كند آن را در مقام نظام پیچیده تری كه در اجرا تبلور می یابد ترجمه كند؟ یك بررسی گذرا نشان می دهد كه نمی توان متن نمایشی را بر اساس شیوه های رایج در ترجمه متون ادبی یا نثر ترجمه كرد. نشانه شناسان با دلایل متقن نشان می دهند كه پیوند میان متن نمایشی و اجرا پیوندی دیالكتیكی است. پیش فرضی كه بر اساس آن متن تآتری در مقام ادبیات صرف ترجمه می شود، پیش فرض رایج اغلب مترجمین زبان فارسی است كه خود در نهایت به پیش فرض الویت متن بر اجرا می انجامد. خطر چنین دیدگاهی هم آشكار است: اجرا چیزی جز ترجمه صرف متن نیست، ونیز اینكه فقط یك شیوه درست برای قرائت متن و بنابراین اجرا وجود دارد. دیدگاهی كه به تفكیك متن نمایش از اجرای تاتری تمایل دارد، در نهایت به دام همین یكجانبه نگری خطرناك خواهد افتاد.

    همانطور كه قبلا ً اشاره كردیم متون تآتری در بر دارنده نظامی از نشانه ها هستند كه معطوف به اجراست. دیالوگ نمایشی نمایانگر ریتم، لحن، اطوار و در كل، كنش های غیر كلامی است، یعنی عناصری كه بلافاصله و با خواندن صرف مشهود نیستند. به عبارت دیگر، متن تآتری با لحاظ كردن مقوله اجرا نوشته می شود، و دربردارنده ویژگی های ساختاری ای است كه آن را قابل اجرا می كند. در نتیجه وظیفه مترجم در وهله اول تشخیص این ساختارها و سپس ترجمه آن ها به زبان صحنه است.

    نمایشنامه: از متن تا اجرا

    البته تمایل به تفكیك متن نمایشنامه از اجرا در نزد مترجمین وطنی، صرفا ً تمایلی بر خاسته از عدم درك ماهیت اجرایی دیالوگ نمایشی نیست ( هر چند كه در اغلب موارد چنین است! ). گرایش به این دیدگاه را باید بر اساس سنت ترجمه متون نمایشی در ایران نیز تفسیر كرد. سنتی كه به رغم تاریخچه نسبتا ً كوتاه اش، هنوز كه هنوز است تاثیر خود را بر ترجمه های امروزی نمایشنامه ها می گذارد. و درست بر اساس همین سنت است كه باید بخش عمده ای از ترجمه هایی را كه اكنون به عنوان ترجمه های معیار نمایشی پذیرفته شده اند، تفسیر كرد. این سنت چگونه شكل گرفته است؟ تاریخ پاسخ این پرسش را در اختیار مان می گذارد.

 

    سنت ترجمه متون نمایشی اولین بار در دوره قاجار شكل گرفت. میرزا حبیب اصفهانی، اعتمادالسلطنه، محمد طاهر میرزا، و لشكری از ادبای مسلط به زبان فرانسه، در شمار اولین كسانی بودند كه به ترجمه آثار نمایشی روی آوردند. میرزا حبیب اصفهانی با ترجمه مردم گریز مولیر اولین گام را در این زمینه برداشت. وی با تغییر زمینه این نمایشنامه، تغییر اسامی شخصیت ها، و تفسیر دلبخواهی متن، دو سنت بسیار مخرب را پایه گذاری كرد. اولی سنت ترجمه ادیبانه، و در واقع، گرایش به تقلیل متون نمایشی به متونی خواندنی، و دومی گرایش به ایجاد تغییر در اجزائ ساختاری این متون بود. یك بررسی گذرا نشان می دهد كه گرایش اول هنوز در كار اكثر مترجمین متون نمایشی دیده می شود، در حالی كه گرایش دوم مدافعین خودش را نسبتا ً از دست داده است. می توان اورستیای اشیل به ترجمه عبدالله كوثری، و ترجمه های افراطی ادیب سلطانی از آثار شكسپیر را به عنوان نمونه های گرایش اول ذكر كرد؛ و در انتظار گودو به ترجمه اصغر رستگار را به عنوان مثال گرایش دوم.

    به تدریج و پس از شكل گیری و رواج تاتر از نوع غربی، گرایش به ترجمه متون خارجی بیشتر شد اما نگاه ادبی همچنان تسلط بی چون و چرای خویش را ادامه داد. (جالب اینجاست كه بدانیم اكثر مترجمینی كه در طی این سال ها به ترجمه متون نمایشی پرداخته اند، معمولا ً ادیب و به اصطلاح غیر تآتری بوده اند.) بدین ترتیب تخریب وجوه نمایشی در نمایشنامه ها فقط منحصر به شكسپیر و كلاسیك های یونانی نشد، بلكه دامنه آن به تدریج گریبانگیر برشت، چخوف، استریندبرگ، یونسكو، ژنه، پینتر، سارتر، و بكت و چندین و چند نمایشنامه نویس دیگرهم شد. شاهكارهای نمایشی این اشخاص نه تنها در معرض انواع و اقسام تصرف های غلط قرار گرفت بلكه از طریق علائق ادبی مترجمین، كاملا به متونی خنثی، اخته، و غیر قابل اجرا بدل شدند. از اینجا به بعد، استفاده از واژه های متكلف، تاكید بر مضامین ادبی و فلسفی متون نمایشی و توسل به ترفند های سلیقه ای، معیار یك ترجمه نمایشی خوب شد.

    حال اجاز دهید به عنوان نمونه، سه ترجمه از نمایشنامه مكبث را با یكدیگر قیاس كنیم واز این طریق بحث خود را به صورت عینی پیش ببریم. تا جایی كه من خبر دارم تا كنون سه تر جمه از نمایشنامه مكبث صورت گرفته است. من در این جا مثال خود را از سه ترجمه فرنگیس شادمان، عبدالرحیم احمدی، و داریوش آشوری بر گرفته ام. مثال مورد نظر من گفتارهای آغازین جادوگران در شروع نمایشنامه است:

  (شكسپیر، مكبث، صحنه اول)

    جادوگر اول: كی باز یكدیگر را ببینیم ما سه نفر، هنگام باران یا برق و تندر؟

    جادوگر دوم: وقتی كه آشوب و غوغا به سر رسیده، وقتی كه نبرد و به شكست

    و ظفر انجامیده؟

    جادوگر سوم: این پیش از غروب خورشید خواهد بود.

    ( ترجمه فرنگیس شادمان )

جادوگر اول: دانی كدامین دم دگر بار، با یكدیگر داریم دیدار، در برق در بوران و

    باران؟

    جادوگر دوم: آن ساعت مسعود، كاین سر گشتگی پایان پذیرد. وین فصل بافتح و

    فراز این و آن پایان گیرد؟

    جادوگر سوم: پیش از پسین پیكار پایان می پذیرد.

    ( ترجمه عبدالرحیم احمدی)

    جادوگر اول: كدامین گاه دیگر بار خواهد بودمان دیدار، به تندر كوب و رخش اندار و

    باران بار؟

    جادوگر دوم: بدان هنگام كاین آشوب بنشیند.شكست آید یكی را دیگری روی ظفر بیند؟

    جادوگر سوم: پیش از آن كه خورشید از افق دامن فرو چیند.

    ( ترجمه داریوش آشوری)

    شاید باید در مورد زبان شكسپیر و كاركرد های نمایشی آن آگاه باشیم تا بتوانیم در مورد این ترجمه ها قضاوت كنیم. كالریج می گوید صحنه اول مكبث نت كلیدی كل نمایشنامه است. این صحنه آغازین، علاوه بر اینكه به معرفی مكان ماوقع، شرایط بد و پر آشوب اقلیمی، و در كل اتمسفر خشن نمایشنامه می پردازد، در مورد كنش جادوگران نیز كه از قرار معلوم، فریفتن مكبث است اطلاعاتی در اختیار ما می گذارد. یكی از تمهیدات شكسپیر برای خلق این صحنه توسل به شعر آهنگین است. این شعر آهنگین، علاوه بر اینكه ریتم و حال و هوا ایجاد می كند، تمهیدی است برای شخصیت پردازی جادوگران. شكسپیر برای انتقال وجه جادوگرانه این زبان، احتمالا ً از اصطلاحات جادوگران هم عصر خود استفاده كرده است. یك نگاه كلی به هر ترجمه های فارسی نشان می دهد كه هر سه مترجم بیشتر در بند انتقال شعر و قافیه بوده اند. اما لا اقل در دو ترجمه اول، شعر شكسپیر وجهی مضحك و بعضا ً نارسا پیدا كرده است. در عین حال، توسل به نوعی زبان متكلف در دو ترجمه اول باعث عدم درك ما از موقعیت و به تبع آن كنش ها شده است. زبان هر دو ترجمه قطعا ً در هنگام اجرا به شدت مشكل آفرین و غیر قابل اجرا خواهد بود. ترجمه سوم، با خلاصی از قید و بند سازوكارهای ادبی و متكلف، و نیز گرایش به نوعی سادگی، ترجمه ای اجرایی تر از نمایشنامه شكسپیر است. اما حتی همین ترجمه نیز در انتقال خشونت شعری زبان شكسپیر ناموفق عمل كرده است. بدین ترتیب درهرسه ترجمه، شخصیت پردازی از طریق زبان از میان رفته است. چیزی كه پیامد نگرش غیر نمایشی به یك متن نمایشی است.

    متون كلاسیك به دلیل بعضا ً زبان شعری و آرایه های كلامی خود، ظاهرا ً در قیاس با متون رئالیستی، بیشتر در معرض دست اندازی های مترجمین بوده اند.( مثلا ً نگاه كنید به ترجمه های میر شمس الدین ادیب سلطانی از نمایشنامه های شكسپیر.) سوفكل، شكسپیر، اشیل، راسین، و گوته، فقط معدودی از نویسندگان كلاسیكی محسوب می شوند كه آثارشان در فارسی به متونی ادبی واز نظر اجرایی، اخته بدل شده است.

    متن، تفسیر، زبان

 

    دو پیش فرض دیگری كه در هنگام ترجمه متون نمایشی ظاهر می شود، مسئله تفسیر متن و نیز نحوه برخورد با زبان نمایشی است. بر اساس یكی از این پیش فرض ها متن نمایشی را می توان و باید مطابق سلیقه و ذوق مترجم تفسیر كرد. همان طور كه قبلا ً اشاره كردیم ترجمه های میرزا حبیب اصفهانی از آثار مولیر در شمار اولین نمونه های این گرایش مخرب محسوب می شود. هر چند كه نباید این نكته را از نظر دور داشت كه میرزا حبیب در شرایطی به ترجمه متون نمایشی روی آورد كه هنوز دیدگاه مشخصی در مورد ترجمه متون بیگانه شكل نگرفته بود. بنابراین، بدعت وی به عنوان یكی از اولین مترجمین زبان فارسی تا حد زیادی قابل اغماض است. اما وجود این گرایش در ترجمه های امروزین را چگونه می توان توجیه كرد؟ ترجمه اصغر رستگار از در انتظار گودو یكی از آخرین نمونه های این بدعت محسوب می شود. در این ترجمه، دیالوگ های موجز بكت جای خود را به واژه ها و عباراتی داده است كه نه تنها از ایجاز بویی نبرده اند، بلكه بعضا ً دچار تغییراتی ماهوی شده اند كه زبان نمایشنامه را تا حد زبان رایج نمایش های روحوضی تقلیل داده است.

 

    So there you are again

    ( تو كه یك من رفتی و صد من برگشتی)

    I'm glad to see you back

    ( كاری ندارم، خوش اومدی، خوشحالم كردی)

    They wouldn't even let us up

    ( از درش هم نمی ذارن بریم تو، چه برسه به نوكش)

    Taking off my boot

    (می خوام این سگ مصبو در بیارم)

    ترجمه آقای رستگار پر است از این نوع تحریفاتی كه سایه آن ها بر متن به شدت سنگینی می كند. در اینجا سادگی زبان بكت و ایجاز آن جای خود را به خوشمزه گی و اطناب داده است. این ترجمه و ترجمه های نظیر این، علاوه بر ویران كردن زبان نمایشی، بر مبنای دیدگاهی خاص از متن به تفسیر یكجانبه آن نیز می پردازد. من البته گمان می كنم در پس این نوع نگاه، نوعی خودشیفتگی و در عین حال گرایش حاد به تصحیح نویسنده وجود دارد.

    پیش فرض سوم، مربوط می شود به مسئله زبان. هنگام ترجمه یك متن نمایشی كدام زبان ارجحیت می یابد، زبان رسمی و نوشتاری یا زبان گفتاری؟ در طی سالیان اخیر اكثر مترجمین فارسی، به خصوص هنگام ترجمه نمایشنامه های رئالیستی، از روش شكسته نویسی استفاده می كنند كه به زبان محاوره نزدیك است. من گمان می كنم گرایش به این نوع زبان علاوه بر اینكه به تصورات رایج ما از رئالیسم و زبان رئالیستی بر می گردد، ریشه در نوعی شكاف دردناك میان زبان گفتار و نوشتار در دوره معاصر دارد.

 

    نجیب مایل هروی، در مقدمه كتاب این برگ های پیر به درستی نشان داده است كه چگونه در ادوار پیشین میان زبان گفتاری و زبان نوشتاری پیوندی مستحكم وجود داشته است. بحث او در مورد اشعار مولانا و رواج آن در میان عام و خاص بر همین عدم شكاف تاكید می كند:

    زبان" گفتاری برخی از مشایخ صوفیه مانند خواجه عبدالله انصاری،

    ابو سعید ابوالخیر، یكی دو پاره از عبارت پارسی از بایزید بسطامی

    و...كه بی گمان به زبان گفتاری عصر همسانی و همسویی دارند،

    همه نشان از آن دارد كه مقوله آهنگ و آهنگین سازی عناصر زبان،

    پسند غالب و عمومی بر ذهن و زبان فارسی زبانان ادوار پیشین بوده

    " است.

 

    تاكید بیش از حد بر شكسته نویسی در هنگام ترجمه متون نمایش نه فقط شكاف گفتار و نوشتار را از میان نمی برد بلكه آن را گسترده تر هم خواهد كرد. این چیزی است كه در نهایت نقشی در اعتلای زبان فارسی نخواهد داشت. در عین حال مشكل دیگر شكسته نویسی در ارجاع به متون نمایشی این است كه زبان را از برخی كاركرد های مهم خود از جمله شخصیت پردازی تهی می كند. به عبارت دیگر همه شخصیت ها در یك متن نمایشی مفروض شبیه هم حرف می زنند. و وقتی كه این اتفاق در ترجمه های فارسی رخ می دهد پیامد اولیه آن این است كه همه شخصیت ها با لهجه تهرانی غلیظ حرف می زنند. ترجمه احمد شاملو از نمایشنامه های لوركا یك نمونه معروف از این نگرش را به دست می دهد:

    دولوروس: خیلی جیگر داری ها!

    زن اول: تو دنیا هیچی مهم تر از خواستن نیست.

    زن دوم: اما قبرستون حسابی تاریك بود ها!

    دولورس: من با زنایی كه بچه می خواستن این مراسمو تو قبرستون انجام دادم. غیر از تو همه شون وحشت داشتن.

    یرما: من واسه این اومدم كه نتیجه بگیرم. از اون زنای چاخان كه نیستی.

    دولوروس: الاهی زبونم مث دهن مرده ها مورچه بزنه اگه حتا یه دفعه چاخان كرده باشم. آخرین باری كه این دعا رو خوندم واسه یه زن گدا بود كه خیلی پیش از تو از ازابزا افتاده بود. شیكمش چنون خوشگل نرم شد كه اون پایین دم رودخونه یه جفت پسر كاكل زری زایید ....

    یرما: از رودخونه تا این جا رو تونست راه بیاد؟

    دولوروس: آره اومد. دامن و كفشای لخه ش غرق خون بود. اما صورتش برق می زد.

    یرما: هیچ بلایی سرش نیومد؟

    دولوروس: چی می خواستی سرش بیاد؟ خدا جا حق نشسته جونم.

    (تاكید از من. یرما، ص، 195-196)

    این قطعه با توجه به انتخاب كلمات و نثر شكسته آن، بیشتر به گفتارهایی شبیه است كه در فیلم های فارسی پنجاه سال پیش از زبان شخصیت های آن ادا می شد و یا حتی كاملا ً شبیه زبانی است كه هدایت در داستان كوتاه علویه خانم به كار می برد. به عبارت دیگر، در اینجا علاوه بر از میان رفتن تمایزات زبانی، زمینه فرهنگی- اجتماعی متن لوركا نیز از دست رفته است. بنابراین، این گونه ترجمه ها را باید بیشتر نوعی اقتباس آزاد بدانیم تا ترجمه دقیق؛ چیزی شبیه به ترجمه های ذبیح الله منصوری از متون تاریخی و داستانی.

    از خانه عروسك تا عروسكخانه: برخی دعاوی جدید

    یك نمونه جدید از دعاوی مربوط به حوزه ترجمه متون نمایشی، مربوط می شود به بحث مفصل منوچهر انور در مقدمه نمایشنامه خانه عروسك (یا در ترجمه آقای انور، عروسكخانه) اثر ایبسن. دعاوی منوچهر انور را در كل باید تلاشی در جهت حمایت از آن چیزی تفسیر كرد كه خود اسمش را « استعدادهای غیر رسمی لفظ دری » یا زبان گفتاری می نامد. تاكید او بر شقاق میان زبان نوشتار و گفتار در زبان فارسی و تلاش برای رفع آن، تاكیدی درست و به جاست. پیشنهاد وی برای از میان بردن این شكاف، « آزادی دادو گرفت بین لفظ قلم ‍‍[ زبان نوشتاری رسمی] و زبان محاوره » (ص 120) است:

    ...تا تكلیف این كار به تمام و كمال روشن نشود، و پیوند زبان" كتابت با الگوهای زبان گفتار-نه صرفاً

    شكل شكسته آن- به تمام و كمال صورت نبندد، و الگوهای لفظ عوام با قواعد لفظ قلم،

    و قلم فرسایی های خواص در كتاب ها پهلو نزند، و نثر نویسی آن را به رسمیت نشناسد

    و راه را تا به آخر طی نكند، كار فارسی نویسی در تمام زمینه ها لنگ خواهد زد."(ص 120)

    تمایز مهم دیگری كه وی بر آن انگشت می گذارد تمایر میان « گفتار طبیعی» و گفتار به گفته او « كتابتی» یا رسمی است:

    تا وقتی این شقاق به تمام و كمال التیام نیابد و هنر درام نویسی بر اساس "آزادی داد و گرفت

    بین لفظ قلم و زبان شكسته گفتار، شكل طبیعی پیدا نكند، حاشا كه درد درام درمان شود

    و كار اساسی شخصیت پردازی در بازی ها [ نمایشنامه ها] و فیلم ها به پختگی برسد!" ( تاكید ازمن. ص 119)

    اولین مسئله ای كه در اینجا مطرح می شود دعوی طبیعی بودن زبان شكسته در مقابل احتمالا ً زبان « غیر طبیعی» رسمی است. به عبارت دیگر، در بحث آقای انور، طبیعی بودن مترادف است با شكسته نویسی و ورود الگوهای محاوره ای زبان به درون زبان رسمی و نوشتاری. در این صورت هر ترجمه ای كه از زبان شكسته استفاده نكند «غیر طبیعی» است. ولی منوچهر انور به این پرسش پاسخ نمی دهد كه در این صورت زبان شكسیر، راسین، مولیر، سوفكل و چندین و چند نمایشنامه نویس دیگر، چگونه می تواند در ترجمه طبیعی شود. با شكسته نویسی؟ قطعا ً خیر. توسل به شكسته نویسی در ترجمه این نمایشنامه نویسان قطعا ً مضحك و احتمالا ًویرانگر است. حتی این نكته كاملا ً جای بحث دارد كه آیا زبان ترجمه ای منوچهر انور در خانه عروسك در قیاس با ترجمه مثلا ً اصغر رستگار از همین نمایشنامه ( كه زبانی رسمی دارد) طبیعی تر است یا خیر.

 

    We'll settle this matter once and for all...: Helmer

 

    باید برای همیشه از شر این مو ضوع خلاص شیم. (ترجمه من.)

 

    قال قضیه رو همین الان می كنیم تموم بشه بره! (ترجمه منوچهر انور. ص 235)

 

    همین الان تمامش می كنیم. ( ترجمه اصغر رستگار. ص 73)

 

    كدام یك از ترجمه های بالا طبیعی تر است؟ به عبارتی دیگر در سه ترجمه بالا، معیار طبیعی بودن را چه چیز مشخص می كند؟ شكسته نویسی؟ در این صورت، آیا ترجمه من و اصغر رستگار از این عبارت، به دلیل آنكه حتی الامكان به شكسته نویسی روی نیاورده، غیر طبیعی است؟

 

    نكته دیگر در بحث انور تاكید بر قابلیت زبان گفتار در مقابل زبان رسمی برای بسط « گویایی و پویایی لفظ و گسترش بیان دراماتیك در زبان فارسی» (ص 138) است. باز هم این نكته كاملا ً جای بحث دارد كه شكسته نویسی تا چه حد می تواند در انتقال قابلیت های دراماتیك موثر باشد. در بالا به این نكته اشاره كردم كه چگونه اولین پیامد توسل به شكسته نویسی حذف تمایزات شخصی است. مثلا ً در ترجمه منوچهر انور، زبان گفتاری نورا و خانم لینده، بری از هرگونه تمایزگذاری نمایشی است. بدین ترتیب فرق چندانی میان یرمای شاملو و نورای منوچهر انور وجود ندارد، جز اینكه یكی به زبان محاوره ای زنان هم عصر هدایت حرف می زند و دیگری به زبان زنان خانه دار قشر متوسط در دوره نزدیك به ما:

 

    خانم لینده: سلام نورا!

    نورا: سلام...

    خانم لینده: مث اینكه نشناختی.

    نورا: نه نمی دونم...آره...ببینم، مث اینكه...آره. كریستین! راسی خودتی؟

    خانم لینده: آره خودمم.

    نورا: كریستین! منو باش كه نشناختمت! اما آخه مگه میشه؟ خیلی عوض شده ی كریستین.

    خانم لینده: آره درسته...نه ساله- تقریبا ً ده سال- خیلی وخته. ( تاكید از من. ص 188)

 

    استفاده از زبان مشابه ( كلمات یكسان و ریتم های گفتاری مشابه) برای شخصیت های متفاوت، آسیبی جدی است كه ترجمه منوچهر انور گرفتار آن است. این امر به معنی در نظر نگرفتن سطوح زبانی متفاوت در نمایشنامه هاست كه ظاهرا موضوع مورد علاقه انور هم نبوده است. بعلاوه در سرتاسر این ترجمه، انور بار طبقاتی- فرهنگی كلماتی نظیر خیلی وخته، راسی، مث اینكه، به ش، همچه، برا خودت، حیوونی، هیش وخت، به ت و غیره را نادیده می گیرد. كلماتی كه مثلا ً بیرون آمدن آن ها از دهان شخصیت هایی نظیر، اوفیلیا، هدا گابلر، مادام رانوسكی، كلر و سولانژ ، بلانش دو بوا، و بسیاری از شخصیت های زن نمایشی مشهور، كاملاٌ مضحك جلوه خواهد كرد، و آن ها را وادار می كند به همان زبانی تكلم كنند كه تهرانی های امروزین.

 

    بدین ترتیب، بر خلاف ادعای آقای انور، راه خلاصی از شر شكاف زبان گفتار و نوشتار این نیست كه در دیالوگ نویسی، از زبان به اصطلاح «طبیعی» محاوره استفاده كنیم. چه بسا این روش به شكاف مذبور بیشتر دامن بزند. روش ترجمه ای منوچهر انور، بر خلاف ادعای خود او بیشتر متكی بر استفاده صرف از واژه های محاوره ای است تا پیوند میان این واژه ها با زبان رسمی، كه احتمالا ً تنها راه كم كردن این شكاف محسوب می شود. و سرانجام، نكته آخری كه در بحث آقای انور مشخص نیست این است كه چرا برای كم كردن شكاف میان گفتار و نوشتار در زبان فارسی، باید زبان نوشتار را تابع الگوهای گفتاری كنیم و نه برعكس. به عبارت دیگر آیا نثر رسمی و نوشتاری، فاقد صلاحیت های لازم برای انتقال الگوهای پیچیده كلامی در متون دراماتیك محسوب می شود؟ من اینطور فكر نمی كنم.

 

    در حال حاضر باید از دادن دستورالعمل های تجویزی خودداری كنیم و همچنان به تجربه ورزی در ترجمه متون دراماتیك ادامه دهیم. نگرش هایی كه درصدد تحمیل زبان فاقد معیار محاوره ای به الگوهای كلامی متون نمایشی است، و یا خواهان حذف كامل آن از عرصه ترجمه متون نمایشی، هر دو به یك اندازه افراطی اند. اما تجربه ورزی در زبان نمایشی به یك شرط اساسی نیاز دارد: فهم این نكته كه زبان نمایشی زبانی اجرایی است و نه ادبی. زبان ترجمه، خواه محاوره ای یا رسمی، در نهایت باید تا حد امكان در خدمت انتقال این وجه باشد، والا هرگونه استدلال در باب الویت زبان محاوره ای یا رسمی، از همان ابتدا بیهوده و واهی است.

 

 

    ارجاعات:

    ایبسن، هنریك ، عروسكخانه، ترجمه منوچهر انور، نشر كارنامه، 1385.

    ایبسن، هنریك، خانه عروسك، ترجمه اصغر رستگار، نشر فردا، 1378.

    افلاطون، دوره آثار، ترجمه م.ح. لطیفی، تهران، 1367.

    شكسپیر، مكبث، ترجمه داریوش آشوری، آگاه، 1380.

    شكسپیر، مكبث، ترجمه فرنگیس شادمان، نشر علمی فرهنگی، 1367.

    شكسپیر، مكبث، ترجمه عبدالرحیم احمدی، ؟؟؟

    لوركا، فدریكو گارسیا، سه نمایشنامه، ترجمه احمد شاملو، نشر چشمه، 1380.

    مایل هروی، نجیب، این برگ های پیر، نشر نی، 1380.


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 ساعت 11:49 موضوع | لینک ثابت


محسن پريش به ديارباقي شتافت:

محسن پریش هنرمند بوشهری تئاتر ، تلویزیون و سینما دار فانی را وداع گفت .

مراسم تشیع جنازه : 90/1/8

ساعت : 30 : 15

مکان : از مسجد امام سجاد ( ع ) کوی هلالی تا قطعه ی هنرمندان

 

تسلیت واژه کوچکیست در برابر غم بزرگ شما

گروه سكوت بوشهر مصیبت وارده را به اصحاب هنر تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال صبر برای بازماندگان و خانواده محترم آن مرحوم خواستار است


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در دوشنبه هشتم فروردین 1390 ساعت 11:24 موضوع | لینک ثابت


عضوجديد

مهران تاج الديني ومحمدنخست رسماًبه گروه سكوت پيوستند

درجلسه اي كه روزگذشته برگزارشدرسماًمحمدنخست ومهران تاج الديني به اين گروه معرفي شدند

دراين جلسه ابتداشاهرخ قاسمي مديربرنامه ريزي گروه از سوابق درخشان اعضاءجديدتوضيحاتي راارائه نمودند كه باحضوراين عزيزان گروه به حدتعالي خودبرسد.قاسمي عنوان كردمابايد بخاطرداشته باشيم كه ازرسالت هنردورنشويم واينكه كسي بخواهد به بهانه نمايش دستاوردهاي گروه راناديده بگيرد شديداًپاسخ خواهيم دادوي خاطرنشان كردكه سال آينده سال پرباروموفقي براي اين گروه خواهدبود وبراي تمامي اعضاءآرزوي موفقيت نمود


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در سه شنبه دهم اسفند 1389 ساعت 11:55 موضوع | لینک ثابت


بازيگر

سمانه شكوهي

متولد29دي ماه1370شهرشيراز

درسال1388ديپلم صنايع شيميايي درشيرازاخذنمودودرهمان سال و درهمان رشته وارددانشگاه الزهرا(س)بوشهرشد

كارهنري رابانقاشي شروع كردودرحال حاضرمدت سه سال است كه ديپلم مهارت طراحي ونقاشي اخذنموده

اوايل امسال مدت كمي نيزدرگروه سرودفعاليت داشته است

هم اكنون هم باهمكاري آقاي قاسمي درگروه سكوت عهده دارنقش زن درنمايشنامه شب محبوبه است

اين گروه براي اين عزيزآرزوي موفقيت دارد


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در یکشنبه هشتم اسفند 1389 ساعت 12:24 موضوع | لینک ثابت


خبر

شب محمبوبه به جشنواره مي رود:

نمايشنامه شب محبوبه باتغييراتي كه درآن داده مي شود به جشنواره مي رود.شب گذشته طي تماس تلفني باآقاي شاهرخ قاسمي مديربرنامه ريزي گروه عنوان كرد كه نمايشنامه شب محبوبه به يك جشنواره ارسال مي شود وي عنوان كردكه اين نمايشنامه باتغييراتي فراوان به جشنواره ارسال مي شودوهمچنين افزودتلاش خواهيم كرد كه اين نمايش بهترازگذشته به روي صحنه رود


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 ساعت 7:43 موضوع | لینک ثابت


موسيقي

آشنایی با مقدمات وکلیات موسیقی ایران

نوشته:شاهرخ قاسمي


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در دوشنبه هجدهم بهمن 1389 ساعت 9:21 موضوع | لینک ثابت


انيميشن

مراحل تهيه وتوليدآثاركودك وانيميشن

نوشته:شاهرخ قاسمي


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در پنجشنبه هفتم بهمن 1389 ساعت 12:27 موضوع | لینک ثابت


كارجديد

مديربرنامه ريزي گروه از شروع يك نمايش جديد خبرداد:

شاهرخ قاسمي اظهارداشت كه چندين متن درحال بررسي داريم كه طي بررسيهاي به عمل آمده متن غمنامه فرات راكه نوشته آقاي سيد حسين فدايي حسين است راجهت اجراآماده مي كنيم وي اظهارداشت كه اين نمايشنامه راجهت شركت دريكي ازجشنواره هاي بين المللي آماده مي نماييم وازاعلام اسامي عوامل وبازيگران چيزي نگفت.شايان ذكراست كه وي قصدآن رادارد كه اين نمايشنامه ازهمه نظرنسبت به كارقبلي تغييرات فراواني رابه عمل آوردبه هرحال براي تمامي عوامل كارجديد آرزوي موفقيت داريم


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در پنجشنبه هفتم بهمن 1389 ساعت 10:54 موضوع | لینک ثابت


تشويق

طي مراسمي ازكليه عوامل ودست اندركاران نمايشنامه شب محبوبه بصورت رسمي بااهداءلوح سپاس وجايزه تقديرشد:

دراين مراسم كه بنابه  اجراي موفق اين نمايشنامه صورت گرفت شاهرخ قاسمي دستيار كارگردان وبرنامه ريز گروه حضور نداشت وي كه بعلت بيماري آنفولانزاغائب بودبراي تمامي اعضاءآرزوي موفقيت نمود 


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در دوشنبه چهارم بهمن 1389 ساعت 10:54 موضوع | لینک ثابت


آهنگ

بزودي:

بغضهاى گلگون


اشكها بر روى گلگون آمدند                     اهل بيت از شام بيرون آمدند

بر دل آنان شرارى از بلاست                     محمل آنان سيهپوش عزاست

جمله از داغ گران دل خستهاند                    بار خود را سوى يثرب بستهاند

ناگهان دل در حريم خون رسيد                     اين صدا بر زينب محزون رسيد

مى‎رود اين راه اى نور نياز                      يك طرف كرب و بلا، يك سو حجاز

 

اين واحدعزاداري توسط آقاي شاهرخ قاسمي براي اجرا درشب اربعين آهنگسازي شده است


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در یکشنبه سوم بهمن 1389 ساعت 7:41 موضوع | لینک ثابت


«شب محبوبه » به روی صحنه رفت.‏

نمایش صحنه ای «شب محبوبه» نوشته حسین فدایی حسین به کارگردانی مجتبی عیوضی از هنرمندان جوان رشته نمایش به مدت 2 روز  در پلاتوی مجتمع فرهنگی به روی صحنه رفت .

این نمایش که تولیدی واحد نمایش حوزه هنری بوشهر می باشد در روزهای اجرای خود دوم و سوم دی ماه با استقبال خوبی از سوی تماشاگران مواجه شد .حضور ریاست و معاونت حوزه هنری بوشهر به همراه پیشکسوتان رشته نمایش از نکات مهم این اجرای نمایش بود.‏

عوامل گروه:

 

نوشته :سیدحسین فدایی حسین

کارگردان :مجتبی عیوضی

بازیگران:

سانازمختاری-مرتضی گشمردی-فاطمه شيرشكن-صدف مختاري

منشی صحنه:حميده پزشكي

دستياركارگردان وناظرکیفی:شاهرخ قاسمی

گريم:رحيمه اله يار

موسيقي:علي خبرخوش


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در شنبه چهارم دی 1389 ساعت 10:58 موضوع | لینک ثابت


اجرا

اجرای نمایشنامه شب محبوبه

نوشته:سیدحسین فدایی حسین

کارگردان: مجتبی عیوضی

زمان:دوم وسوم دیماه۸۹

مکان:پلاتو مجتمع فرهنگی

ساعت۱۷

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در سه شنبه سی ام آذر 1389 ساعت 8:42 موضوع | لینک ثابت


فراخوان

شركت ملي نفت ايران

شركت پايانه هاي نفتي ايران(سهامي خاص)

باسمه تعالي

فراخوان

جشنواره تئاترديني خارگ(دعا)

امورفرهنگي وهنري اداره خدمات اجتماعي شركت پايانه هاي نفتي ايران-خارگ باهمكاري اداره فرهنگ وارشاداسلامي استان بوشهروخارگ به منظوراعتلاي تئاترديني وارج گذاشتن به سيره وسنت رسول بزرگواراسلام حضرت محمد(ص)وائمه معصومين وقصص مذهبي وارزشهاي دوران دفاع مقدس هشتمين جشنواره ديني (دعا)رادراسفندماه89برگزار مي نمايدبدين منظورازكليه گروه هاي نمايشي استانهاي بوشهر،فارس،خوزستان،كهكيلويه وبويراحمد دعوت به عمل مي آيدتامتون نمايشي خودرابه امورفرهنگي هنري ارسال نمايند.

شرايط:

1-متون درسه نسخه تايپ وبه همراه فايلWORDارسال شود

2-متون نبايد درهيچ جشنواره اي به اجرادرآمده باشد

3-باتوجه به شرايط اقليمي ومحدوديت دراسكان نفرات اولويت باگروه هايي است كه بازيگر وعوامل كمتري دارند

4-گروههاي نمايشي كه متون نمايشي آنهاپذيرفته مي شودبايدCDاجراي نمايش خودراجهت بازبيني به دبيرخانه جشنواره ارسال نمايند.

گاه شمارجشنواره:

مهلت ارسال متون:                            28/09/89

اعلام آثارپذيرفته شده:                        05/10/89

آخرين مهلت ارسال CDنمايشها             15/11/89

اعلام نتايج:                                    20/11/89

زمان برگزاري جشنواره:نيمه اول اسفندماه89

فرم درخواست شركت درهشتمين جشنواره منطقه اي تئاترديني خارگ

عنوان نمايشنامه:                                                    نويسنده:                                    كارگردان:

ميزان تحصيلات:                                                      رشته وگرايش تحصيلي:                                

استان:                                       شهر:                                            شماره تماس:

آدرس پستي:

خلاصه سوابق هنري:

اينجانب بااطلاع ازمفاد فرم شركت درهشتمين جشنواره استاني تئاترديني خارگ آن راتكميل وبه همراه يك قطعه عكس در خواست حضوردرجشنواره رادارم

آدرس:بوشهر جزيره خارگ شركت پايانه هاي نفتي ايران اداره خدمات اجتماعي امورفرهنگي وهنري

تلفن24679-077228


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در شنبه ششم آذر 1389 ساعت 9:26 موضوع | لینک ثابت


تسلیت

دوست وهمکارگرامی سرکارخانم شیرشکن

مصیبت وارده راتسلیت عرض می نماییم وازخداوندمتعال برای شماصبرآرزومندیم


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در دوشنبه هفدهم آبان 1389 ساعت 22:31 موضوع | لینک ثابت


شناخت نمايشنامه مدرن

شناخت نمايشنامه هاي مدرن ايراني

نوشته:شاهرخ قاسمي

 

ادامه مطلب رابخوانيد:


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 ساعت 11:14 موضوع | لینک ثابت


خزان

رضاخندان هم رفت

رضا خندان بازيگر پيشكسوت سينما و تلويزيون شامگاه گذشته در سن 57 سالگي بر اثر بيماري كليوي درگذشت.

به گزارش ايرنا، رضا خندان متولد سال 1332 در شوشتر و فارغ ‌التحصيل هنرهاي نمايشي از دانشكده‌ هنرهاي دراماتيك دانشگاه تهران بود.

وي فعاليت هنري خود را از سال 1348 آغاز كرد و سال 1366 به عنوان اولين تجربه‌ سينمايي‌ در فيلم «گمشدگان» به كارگرداني محمدعلي سجادي به ايفاي نقش پرداخت.

اين بازيگر پيشتر در آثار سينمايي از جمله «راي باز» ، «روياي جواني» ، «شور عشق» و «دو زن» و مجموعه تلويزيوني امام علي (ع) ايفاي نقش كرده است.

انتقال پيكر مرحوم رضا خندان به اهواز

جمشيد خندان برادر مرحوم رضا خندان از خاكسپاري اين هنرمند فقيد در اهواز خبر داد.
 
وي روز يكشنبه در گفتگو با ايرنا گفت: امروز پيكر برادرم را به اهواز منتقل مي كنيم و فردا در آن شهر تشييع و به خاك سپرده مي شود.رضا ، بيماري كليوي داشت و يك كليه اش را نيز از دست داده بود و حدود يك ماه در بيمارستان مدرس دياليز مي شد. ديشب حال ايشان بد شد و به رغم اصرار خانواده ، از انتقال به بيمارستان خودداري كرد و ساعت يك بعد از نيمه شب بر اثر ايست قلبي دار فاني را وداع گفت.

برادر مرحوم خندان در حالي كه بغض گلويش را مي فشرد، افزود: رضا فردي خانواده دوست بود و خيلي زود ما را تنها گذاشت.

گريه امانش نداد و ارتباط با وي قطع شد.

نقش «سنان ‌بن انس» در مجموعه تلويزيوني 'مختارنامه' آخرين حضور آن زنده ياد را رقم زد.

روحش شاد و يادش گرامي باد.


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در چهارشنبه چهاردهم مهر 1389 ساعت 9:15 موضوع | لینک ثابت


معرفی

سیدحسین فدایی حسین

متولد 1345/ تهران

نمایشنامه نویس، طراح صحنه، و پژوهشگر تئاتر
ليسانس طراحي صنعتي/ دانشکده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران/ 1373
فوق ليسانس ادبيات نمايشي/ دانشکده هنر و معماري دانشگاه آزاد/ تهران/ 1385
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شروع فعاليت هنري در زمينه نمايش 1359/ کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان قم  
کارشناس تئاتر حوزه هنري استان قم از سال 1368
عضو هيأت موسس گروه تئاتر آيين/ 1374
عضو هيأت موسس دفتر مركزي نمايش بچه‌هاي مسجد/ 1374
عضو شوراي نظارت بر نمايش استان قم/ از 1379
عضو شوراي تخصصي كانون نمايشنامه‌نويسان تئاترمقاومت/ از 1384
عضو شوراي كانون تئاتر كودك و نوجوان اداره كل هنرهاي نمايشي/ از 1384
عضو شوراي نظارت بر تئاتر كودك و نوجوان اداره كل هنرهاي نمايشي/ از 1385
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فعاليت‌هاي عمده نمايشي
نگارش نمايش‌نامه‌هاي : ماجراي جنگلبان/1370 ؛ شهر دندانها/ 1372 ؛ بچه ياكريمها/ 1372 ؛ كچل و خورشيد/ 1373 ؛ كارآگاهان مدرسه/ 1373 ؛ شبيه پدر/ 1373 ؛ اجازه آقا/   1373 ؛ تپه افلاك/ 1375 ؛ اژدها و فلفل دانا/ 1375 ؛ شام غريب/ 1376 ؛ خاك سبز/ 1376 ؛ كانال كميل/ 1377؛ بانوي بي‌نشان/ 1378؛ مينا و جنبلو/ 1378 ؛ سحر و گامبالو/ 1378 ؛ غريبه شام/ 1380 ؛ ببعي و گرگ آشپز/ 1381 ؛ مسافران كوفه/ 1381 ؛ بازي نامه سهراب/ 1381 ؛  زنگ خاطرات نرگس/ 1382 ؛ خاك معصوم/ 1382 ؛ خاك آلوده/ 1382 ؛ شب محبوبه/ 1382 ؛ فرات (سرآب)/  1382؛ حلقه مفقوده/ 1383؛ خاك بكر/ 1383؛ معلمي به نام صفر/ 1383؛ موشگربه/ 1383 ؛ طوفان/ 1384 ؛ دست‌هاي سرخ/ 1385
طراحي صحنه نمايش‌هاي : به گل نشستگان/ 1374 ؛  تپه افلاك/ 1375؛  شام غريب/ 1375؛ هزار و دومين شب شهرزاد/ 1375 ؛ كانال كميل/ 1377 ؛ آينه اي توي سقف/ 1378 ؛ غم نامه فرات/ 1378 ؛ بانوي بي نشان/ 1378 ؛ هذيان/ 1379 ؛ فيروزه كه مي خواند/ 1379 ؛ غريبه شام/ 1380؛ دورگردون/1380؛ قصيده بلند باران/ 1380 ؛ زنان مهتابي مرد آفتابي/ 1381 ؛ مسافران كوفه/ 1381 ؛ خاك آلوده/ 1382 ؛ شب محبوبه/ 1382 ؛  يلدا/ 1382 ؛ فرات(سراب)/  1382 ؛ شب مويه ها/ 1383
كارگرداني نمايش‌هاي: : ماجراي جنگلبان/1370 ؛ بچه ياكريمها/ 1372 ؛ كارآگاهان مدرسه/ 1373 ؛ اجازه آقا/   1373 ؛ اژدها و فلفل دانا/ 1375 ؛ شام غريب/ 1376 ؛ خاك سبز/ 1376 ؛ ببعي و گرگ آشپز/ 1381 ؛ دورگردون/ 1382 ؛ حلقه مفقوده/ 1383؛
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فعاليت‌هاي عمده پژوهشي
زواياي پنهان تئاتر دفاع مقدس/ 1376
تئاتر ضد جنگ/ 1382
مقايسه كمدي چخوف و شاو/ 1384
فرزندكشي در ادبيات جهان/ 1384
سير تحول مضمون و تطور زمان در ادبيات نمايشي جنگ/ 1385
بررسي وضعيت تئاتر كودك و نوجوان در ايران/ 1385
كندوكاوي درباره نمايشنامه‌خواني/ 1385
بررسي نقش هنر در تبليق دين/ 1385
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جوايز و تقديرنامه‌ها
برگزيده نخستين مسابقه نمايشنامه‌نويسي سراسري سوره براي نگارش نمايشنامه”ماجراي جنگلبان“ ، 1372
رتبه سوم، دومين يادواره سراسري تئاتر دفاع مقدس براي نگارش نمايشنامه”شبيه پدر“، يزد، 1374
رتبه سوم، سومين يادواره سراسري تئاتر دفاع مقدس براي نگارش نمايشنامه”تپه افلاك“، تهران، 1375
رتبه سوم، چهارمين يادواره سراسري تئاتر دفاع مقدس براي نگارش نمايشنامه”خاك سبز“، اردبيل، 1376
رتبه دوم، كتاب سال كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان براي نگارش نمايشنامه”يادگار“، 1377
برگزيده پنجمين يادواره سراسري تئاتر دفاع مقدس براي نگارش نمايشنامه”كانال كميل“، 1377
رتبه اول، ششمين جشنواره تئاتر فتح و معراج براي نگارش نمايشنامه”خاك سبز“، 1380
رتبه اول، نهمين جشنواره تئاتر دفاع مقدس، كودك و نوجوان براي نگارش نمايشنامه”زنگ خاطرات نرگس، 1382
رتبه اول، نهمين جشنواره منطقه‌اي تئاتر دفاع مقدس براي نگارش نمايشنامه”خاك معصوم“، 1382
رتبه سوم، دهمين جشنواره سراسري تئاتر دفاع مقدس، براي نگارش نمايشنامه”خاك معصوم“، 1382
رتبه دوم، دهمين جشنواره سراسري تئاتر دفاع مقدس، براي نگارش نمايشنامه” زنگ خاطرات نرگس“، 1382
رتبه اول، هشتمين جشنواره تئاتر استان قم براي نگارش نمايشنامه”شب محبوبه“، 1382
رتبه دوم، جشنواره منطقه‌اي تئاتر استان كرمان براي نگارش نمايشنامه”شب محبوبه“، 1382
رتبه اول، جشنواره استاني تئاتر بسيج قم براي نگارش نمايشنامه”خاك بكر“، 1383
رتبه اول از نخستين جشنواره تئاتر استان تهران براي طراحي صحنه نمايش ”به گل نشستگان، 1374
رتبه اول از سومين جشنواره سراسري تئاتر دفاع مقدس براي طراحي صحنه نمايش”تپه افلاك“، 1375
رتبه اول از پانزدهمين جشنواره سراسري تئاتر فجر براي طراحي صحنه نمايش ”هزار و دومين شب شهرزاد“، 1375
رتبه اول از پنجمين يادواره سراسري تئاتر دفاع مقدس براي طراحي صحنه نمايش ”كانال كميل“، 1377
رتبه سوم از نوزدهمين جشنواره بين‌المللي تئاتر فجر براي طراحي صحنه نمايش ”فيروزه كه مي‌خواند“، 1379
رتبه اول از كانون ملي منتقدان تئاتر براي طراحي صحنه نمايشفيروزه كه مي‌خواند“، 1379
رتبه اول از نهمين جشنواره سراسري تئاتر دفاع مقدس براي طراحي صحنه نمايش ”دورگردون“، 1381
رتبه اول از دهمين جشنواره سراسري تئاتر دفاع مقدس براي طراحي صحنه نمايش ”خاك آلوده“، 1382
رتبه اول از كانون ملي منتقدان تئاتر براي طراحي صحنه نمايش ”قصيده بلند باران“، 1383

آثار نمایشی منتشر شده
نمایشنامه:
شبیه پدر/ مجموعه نمایشنامه تئاتر مقاومت/ جلد 3/ بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس/ 1376
تپه افلاک/ مجموعه نمایشنامه تئاتر مقاومت/ جلد 3/ بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس/ 1376
خاک سبز/ مجموعه نمایشنامه تئاتر مقاومت/ جلد 5/ بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس/ 1378
کانال کمیل/ مجموعه نمایشنامه تئاتر مقاومت/ جلد 5/ بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس/ 1378
شام غریب/ مجموعه نمایشنامه ای مستقل با عنوان کانال کمیل/ دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری/ 1379
زنگ خاطرات نرگس/ نشر عابد/ 1383
خاک بکر/ از مجموعه سه گانه خاک/ نشر عابد/ 1383
زیر خاکی/ از مجموعه سه گانه خاک/ نشر عابد/ 1383
خاک آلوده/ از مجموعه سه گانه خاک/ نشر عابد/ 1383
معلمی به نام صفر/ بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس/ 1384
حلقه مفقوده/ بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس/ 1384
اسم شب/ نمايشنامه كوتاه/ نشريه صحنه: 31/ 1385
همسري براي زندگي/ ترجمه از نمايشنامه كوتاه يوجين اونيل/ صحنه: 33/ 1385
دست‌هاي سرخ/ مجموعه نمايشنامه جشنواره تئاتر رضوي/ انتشارات نمايش/ 1385
بهار/ دو نمايشنامه همراه/ حوزه هنري استان قم/ 1386

مقالات پژوهشي:
زوایای پنهان تئاتر دفاع مقدس/ نشریه کمان/ 1376
تئاتر ضد جنگ/ ویژه نامه جشنواره منطقه‌ای تئاتر دفاع مقدس تبریز/ 1382
روند شكل‌گيري توليد و اجراي نمايش بانوي بي‌نشان/ نمايش و ماوراء/ مجموعه پژوهش‌هاي تئاتر ديني‌- دفتر دوم/انتشارات حوا/ 1385
فرزندكشي در ادبيات جهان/ سپيده/ ويژه‌نامه جام جم/ شماره 6/ 1385
سير تحول مضامين نمايشي در تئاتر دفاع مقدس/ سپيده/ ويژه‌نامه جام جم/ شماره 7/ 1385
مقايسه كمدي چخوف و شاو/ ماهنامه صحنه/ 39-38/ بهمن 1385
بررسي وضعيت تئاتر كودك و نوجوان در ايران/ مجله نمايش/ شماره‌هاي 85، 87-86، 88/ 1385
كندوكاوي درباره نمايشنامه‌خواني/ مجله نمايش/ شماره‌هاي 86-87، 88/ 1385
سير تحول مضمون و تطور زمان در ادبيات نمايشي جنگ/ انجمن تئاتر دفاع مقدس/1385
مقدمه‌اي بر ويژگي‌هاي نمايش ديني/ سپيده/ ويژه‌نامه روزنامه جام جم/ شماره 13
موقعيت‌هاي داستاني در تئاتر جنگ و دفاع مقدس/ سپيده/ ويژه‌نامه جام‌جم/ شماره18/ شهريور86
بررسي نقش هنر در تبليق دين/ 1385

سایر آثار نمایشی منتشر شده
نمایشنامه کودک و نوجوان:
ماجرای جنگلبان/ مجموعه نمایشنامه سوره دفتر 16/ انتشارات حوزه هنری/ 1373
شهر دندانها/ مجموعه نمایشنامه سوره جوان دفتر 5/ انتشارات حوزه هنری/ 1375
بچه یا کریم ها/ مجموعه نمایشنامه سوره جوان دفتر 6/ انتشارات حوزه هنری/ 1376
یادگار/ مجموعه نمایشنامه سوره جوان دفتر 7/ انتشارات حوزه هنری/ 1377
کارآگاهان مدرسه/ مجموعه نمایشنامه های دانش آموزی/ انتشارات مدرسه/ 1377
اجازه آقا/ مجموعه نمایشنامه های دانش آموزی/ انتشارات مدرسه/ 1377
مینا و خنگله/ مجموعه نمایشنامه های دانش آموزی/ انتشارات مدرسه/ 1379
آبتني در بركه/ مجموعه قصه- ‌نمايش/ انتشارات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان/ 1385
ببعي و گرگ آش‌پز/ مجموعه نمايشنامه براي كودكان (سحر)/ حوزه هنري استان قم/ 1386
سحر ميان خوراكي‌ها/ مجموعه نمايشنامه براي كودكان/ حوزه هنري استان قم/ 1386
و...


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در پنجشنبه هشتم مهر 1389 ساعت 10:10 موضوع | لینک ثابت


ضروریات طراحی صحنه

ضروریات طراحی صحنه

نوشته حسام احمدی

مقدمه

در دوره‌اي پيش از چهل سال، هر بار که براي تماشاگران لندن، نيويورک و ساير نقاط جهان، عبارت «طراحي از ماتلي»1 در عنوان‌بندي نمايشنامه يا فيلمي ديده مي‌شد، به معني بهترين کيفيت طراحي صحنه و لباس معاصر بود.

جان گيلگاد در 1932 گروه ماتلي را با همکاري ساير اعضاي آن، يعني مارگارت هريس و خواهر او، و سوفي و دوستش اليزابت مونتگمري، تشکيل داد. اين گروه در طول مدت فعاليت خود طراحي تئاتر وست‌اند2 و تئاترهاي شکسپيري لندن 3 را به عهده داشت

کار طراح: ساخت و پرداخت لباس نمايش

ساخت و پرداخت لباس نمايش ضرورتا با خواندن متن نمايشي شروع مي‌شود و به ناچار استعداد انتقادي طراح را به کار خواهد گرفت، اما خوشبختانه تا آنجا که به طراح مربوط مي‌شود، اين استعداد معمولا کاربردي خلاقانه دارد. شايد ناقدان تئاتر، نمايشي را نکوهش کنند يا تماشاگران قدرناشناس آن را نپذيرند، ولي کمتر نمايشنامه‌اي است که در مراحل طراحي متوقف شود. تعداد انگشت‌شماري از نمايشنامه‌ها از کيفيتي چنان نازل برخوردارند که حتي مهارت هم نمي‌تواند به دادشان برسد. شمار نمايشنامه‌هاي خوبي که چندان نيازي به خلاقيت طراح لباس ندارد، بسيار کم است. اين واقعيت که نمايشهاي خوب و بد، هر دو، طراح لباس را درگير مي‌کنند، يکي از جنبه‌هاي بسيار لذت‌بخش حرفة ماست. البته در هر دو حالت، طراح زماني مي‌تواند درست درگير شود که با متن نمايش و شخصيتها و نقشهاي آنها کاملا آشنا باشد.  

متن نمايش

آشنايي با نمايش فقط از طريق خواندن دقيق – و گاهي مکرر- متن نمايش امکان‌پذير است. ما غالبا به شخصيتها توجه مي‌کنيم و اگر بخواهيم دقيقتر بگوييم، تعيين مي‌کنيم که هر شخصيت در پايان چه تاثيري برما خواهد گذاشت. البته ما اين کار را با آگاهي کامل انجام مي‌دهيم و بايد بدانيم که اين پيش فرضها هنگام ورود به نخستين جلسه مشورت براي توليد و اجراي نمايشنامه که دومين مرحله در ساخت و پرداخت لباس صحنه به حساب مي‌آيد، شايد با مقاومت روبرو شود. نظر کارگردان ممکن است با نظر ما هيچ‌وجه اشتراکي نداشته باشد – که اغلب نيز چنين است. حتي بهترين کارگردانان نيز انتظار دارند که دستيارانشان عقايد و نظرات خود را ابراز کنند. هرچند سکوت در بسياري از موارد طلاست، اما در تئاتر اين امر مي‌تواند به ناداني و يا نداشتن حس همدردي تعبير شود. بهترين راه مشورت است.

مشورت با طراح

معمولا بي‌درنگ پس از اوليه جلسه مهم با کارگردان، ملاقات با طراح صحنه در نظر گرفته مي‌شود. کمال مطلوب آن است که طراح لباس، طراح صحنه نيز باشد. در انگلستان روال به همين ترتيب است، اما در نمايشنامه‌هاي حرفه‌اي ساير نقاط جهان، بويژه در نيويورک بيشتر رسم است که طراح صحنه و لباس دو تن باشند؛ گويي اين هنرمندان دعوت مي‌شوند تا در مسابقه‌اي با يکديگر به رقابت بپردازند.

در اين موارد، کارگردان پس از برخورد با طراح صحنه اميدوار است که همه چيز به بهترين نحو انجام شود. طراح لباس عاقل نيز با انتخاب رنگهاي متناسب، يعني رنگهايي که با پس زمينه هماهنگي دارد، ولي مغلوب آن نمي‌شود، اين اميد را تقويت مي‌کند. در حقيقت، از آنجا که هر دو هنرمند عضو يک انجمن هستند، مي‌توان همکاري آنان را به حساب آورد. اغلب طراحان صحنه و لباس مي‌دانند که اگر هدف، دستيابي به نتيجه مطلوب است، تلاش يکي بايد مکمل تلاش ديگري باشد. بهترين نتيجه، زماني حاصل مي‌شود که هردو هنرمند به اصطلاح «روي يک تخته رنگ کار کنند».

اگر طراح لباس مي‌خواهد به نتيجه مطلوب دست يابد، بايد از الگوي نورپردازي نمايش مورد نظر درک کافي داشته باشد. مشورت با همه مسئولان صحنه (کارگردان، طراح صحنه يا نور بسيار کم جلوه خود را از دست بدهند. البته بعضي رنگها، حتي زير شديدترين نورها جلوه‌ خود را تا اندازه‌اي حفظ مي‌کنند که در اين مورد بعدا صحبت خواهيم کرد. همچنين مي‌توان با نورهاي رنگي، رنگهاي صحنه را بهتر جلوه داد و يا از جلوه آنها کاست.

تجسم بازيگران

بازيگران را بايد پيش از پوشيدن لباس صحنه ديد، اما هنگامي که طراح کار خود را شروع مي‌کند، ممکن است بسياري از بازيگران هنوز تعيين نشده باشند. البته لازم به گفتن نيست که تا زمان تعيين شدن بازيگران، طراح لباس بيکار نمي‌ماند. بعد از آنکه اولين طرحها را به کارگردان نشان داديم و تاييد او را گرفتيم، مي‌توانيم به رنگ بپردازيم. از اين لحاظ مي‌توان با تکه‌هاي الصاقي روي پارچه‌ها و تطابق آنها با يکديگر، رنگ مطلوب را به دست آورد. به کارگيري مواد مناسب يکي از مراحل مهم کار طراح است. اگر انتخاب بازيگري قطعي نشده باشد، موقتا بايد رنگ ساده‌اي را انتخاب کنيم تا پس از قطعيت يافتن انتخاب بازيگر، رنگ مطلوب را پيدا کنيم.

انتخاب بازيگرها گاه براي طراحان شگفت‌آور و تکان‌دهنده است، چرا که غالبا تصورات قبلي طراح را از شخصيتها به هم مي‌ريزد و ناگزير سبب مي‌شود که با ساير دست‌اندرکاران نمايش مشورت کند تا بدين ترتيب، مسائل جديدي را که براي او پيش آمده است، حل کنند.

 


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در شنبه سوم مهر 1389 ساعت 10:38 موضوع | لینک ثابت


پژوهش

روان شناسي رنگها

 

گردآوري:شاهرخ قاسمي

امروزه یکی از راه ها و معیارهای سنجش و شناخت افراد، علم روان شناسی رنگ ها می باشد. زیرا نقش رنگ ها و تأثیر پرتو آن بر تار و پود، ذهن و جسم انسان غیرقابل انکار است. و انسان ها از روزگاران بسیار کهن تاکنون تحت تأثیرات و نفوذ رنگ های پیرامون خود بوده اند.

در طول تاریخ، فلسفه رنگ برای متفکرین قابل توجه و تأمل بوده است؛ رنگ برای «سنت اگوستین» انعکاس افلاطونی خدا بود، برای «ولفگانگ فون گوته» یک ادراک ذهنی، و برای «ایزاک نیوتن» انرژی نوری، برای «جان لاک» کیفیتی از اشیاء قابل روئیت، برای «الکساندر اسکریابین» رنگ تمثیل بصری موسیقی، برای «لودویک ویتگن اشتاین» یک مسئله معنایی، و برای «واسیلی کاندینسکی» یک شیوه بیان روح بود. لذا رنگ ضمن این که شامل همه معنای مذکور می تواند باشد در این حال یکی از شیوه های معتبری است برای شخصیت شناسی. مضاف بر این یکی دیگر از ارکان مهم مبحث علم روان شناسی رنگ ها، موضوع خواص درمانی آن است. انسان طی قرن ها از تأثیرات شگفت انگیز پرتو رنگی بر سلامت خودآگاه بوده است و امروزه کاربرد رنگ درمانی به عنوان طب مکمل (درمان نامتعارف) قابل توجه دانشمندان قرار گرفته است.

طی تحقیقاتی که در زمینه نقش و اثر رنگ ها در کلیه شئون زندگی انسان به عمل آمده است مبین این واقعیت می تواند باشد که آثار و نفوذ رنگ ها بر تار و پود ذهن، روح و جسم آدمی غیرقابل انکار است بطوری که آثار رنگ ها عموماً در دو نقش مثبت و منفی ظاهر می شود. به عبارت دیگر دوگانه عمل می کند. شفا می دهد و بیمار می کند. آباد و یا تخریب می کند. شادمان و یا افسرده می نماید. آرامش و یا اضطراب می دهد. لذا بهره گیری آگاهانه از علم روانشناسی رنگ ها می تواند فواید بسیار مطلوبی را در جهت ایجاد و حفظ سلامتی و آرامش روحی، فکری و جسمی بویژه در درمان کودکان مضطرب و ناآرام درپی داشته باشد.

طی مطالعاتی که در مرکز روانشناسی آلسن آلمان به عمل آمده است نشان می دهد که شاخص ترین رنگ های مورد علاقه کودکان چهار رنگ: قرمز، نارنجی، زرد و آبی است به همین دلیل کارخانه جات اسباب بازی براساس سفارش روانشناسان وسایل بازی کودکان را اغلب در چهار رنگ مذکور تهیه و تولید می کنند.

از طرفی رنگ های خاکستری، سیاه، قهوه ای و سفید مورد علاقه کودکان نمی باشد و اغلب آن ها را می رنجاند. لذا مسئولان و مربیان مهدکودک ها و کودکستان ها باید به مبانی اولیه علم روانشناسی رنگ ها آشنا شوند تا در تزئین محیط آموزش و نیز در پوشش لباس های خود و کودکان، آگاهانه دقت بیشتری بکار برند. برای مثال: معلمان می دانند که اگر با پوشش سیاه رنگ در کلاس درس حاضر شوند، کودکان آن ها را دوست نخواهند داشت ضمنا در روند تحصیلی شان افت درسی خواهند داشت.

لذا با توجه به این که رنگ ها اثرات عمیقی بر سلسله اعصاب و روان کودکان بجا می گذارد نباید از رنگ هایی مانند سیاه، قهوه ای و یا سفید یک دست در لباس استفاده کرد؛ زیرا موجبات نوعی اختلالات عصبی، خستگی روحی و بیقراری در کودکان ایجاد می کند و به بی علاقگی و گاهی احساس نفرت نسبت به مربیان و معلمانی که از این رنگ ها به صورت یک دست استفاده می کنند، می انجامد.

همچنین رنگ آمیزی در تزئینات داخلی منزل بویژه اطاق خواب کودکان، باید توجه بیشتری داشته باشیم. برای اتاق خواب کودکان، بخصوص دانش آموزانی که حساس و عصبانی هستند، توصیه می شود که چراغ اطاق خواب آن ها با رنگ لیمویی روشن کنید و نیز پرده لیمویی رنگ آویزان نمایید تا موجبات تسلی خاطر و تسکین اعصاب شود. و در ضمن پرتو این رنگ برای کودکان کم اشتها بسیار خوب است.

علاوه بر این که اشتها را تحریک می کند، هضم غذا را آسان می سازد. برای کودکان و نیز اشخاص عصبی مزاج نباید از پرتو نور قرمز رنگ در اطاق خواب استفاده کرد. بدیهی است که رنگ ها به طرق مختلف در زندگی ما تأثیرگذار است. امروزه مردم در جهان به نوع رنگ های خاص در خصوص لباس، کفش و کلاه، لوازم خانگی و وسایل و تزئینات محیط خانه و محل کار توجه ویژه می کنند، قابل انکار نیست که آثار اقتصادی اعم از فروش تولیدات و خدمات، آثار اجتماعی و سیاسی اعم از کسب اعتماد و رضایت برای ارتباط مؤثر در جلب آرای مردم، آثار روانی اعم از ایجاد حالت نشاط و یا افسردگی، آثار تعلیم و تربیت اعم از ایجاد انگیزه پیشرفت و یا برعکس ایجاد یاس و انفعال بویژه در کودکان را در برخواهد داشت.

در همین راستا توصیه می شود که خانم های پزشک در بیمارستان ها از پوشش مقنعه سیاه به سه دلیل استفاده نکنند: اولا رنگ سیاه وضعیت حال نزار بیمار مراجعه کننده را از نظر روحی و روانی وخیم تر، افسرده تر و عصبی تر می کند. ثانیا اگر مقنعه و یا لباس سیاه ملوث به آلودگی شود. از نظر پنهان می ماند و این خلاف اصول بهداشتی است. ثالثا استفاده رنگ سیاه در اسلام کراهت دارد و تاکید به استفاده نکردن آن شده است. لذا به منظور ایجاد آرامش و سکون و نیز بخاطر کاهش اضطراب، بیقراری و افسردگی، در روحیه بیماران و کارکنان محیط بیمارستان ها توصیه می شود که خانم های پزشک بجای مقنعه سیاه رنگ، از رنگ های سبز تیره (زنگاری) و آبی سرمه ای استفاده کنند.

از طرفی همین توصیه را برای کلیه خانم های شاغل در کشور، تاکید می شود که در محیط کار حتی المقدور از پوشش سیاه رنگ یک دست احتراز کنند و پوشش لباس کار خود را به رنگ سبز تیره، آبی تیره (سرمه ای) تغییر دهند تا با کاهش اضطراب و آشفتگی، موجبات آرامش نسبی برای مراجعان فراهم گردد.

چند سال پیش تحقیقاتی را درباره آثار رنگ بر بدن انسان در بیمارستان «نیوانگلند استیت هاسپیتال» در ایالت متحده آمریکا روی ۲۵ نفر از کارکنان بیمارستان که فشار خون عادی داشتند انجام دادند. در چند جلسه سی دقیقه ای، نور آبی رنگ را بر پوست افراد می تاباندند و آنگاه فشار خون آنان را اندازه می گرفتند. در پایان هر جلسه مقدار فشارخون همه افراد تحت آزمایش، کاهش فشار نشان می داد. سپس در یک دوره از جلسات دیگر همان ۲۵ نفر را تحت تابش نور قرمزرنگ قرار دادند و مشاهده کردند که فشار خون همه آنان افزایش قابل توجه ای یافته است هنگامی که آزمایشات قطع شد، فشار خون افراد به حال عادی برگشت. آنگاه در آزمایش دیگری از افراد خواستند که آرام بنشینند و فکر و ذهن خود را به رنگ آبی متمرکز کنند، پس از چند دقیقه مشاهده شد که میزان فشارخون آنان کاهش یافته است.

سپس به رنگ قرمز با تمرکز فکر کردند، دقایقی بعد، آنان شاهد افزایش فشار خونشان شدند. حاصل این آزمایشات بیانگر این واقعیت است که نقش تاثیرگذار رنگ ها در شئون زندگی مان غیرقابل انکار است. در همین راستا، تولیدات برنامه های تلویزیونی که با پرتو رنگ مرتبط می باشد از نظر تاثیرگذاری در تار و پود روح و روان مخاطبان حائز اهمیت است.

برای مثال اگر پشت صحنه مجری برنامه و یا سخنران در تلویزیون پرتو قرمز رنگ باشد بینندگان ناخودآگاه عصبی و بیقرار می شوند و اگر پرتو رنگ پشت صحنه آبی باشد، موجبات آرامش و سکون بینندگان فراهم می گردد و مضاف بر این که محتوای کلام بر ذهن بینندگان بهتر، نافذتر و مقبول تر قرار می گیرد. در مثال دیگر به تأثیر رنگ ها بر محیط، اشاره می شود: شهردارها، در زیباسازی شهرها، پارک ها و نورچراغ های کوچه و خیابان، باید دو رنگ شاخص یعنی آبی روشن و سبز ملایم را در میان سایر رنگ ها حاکمیت بخشند. چرا که از نظر کمی و چگونگی تبهکاری در هر خیابان شهر، بستگی به رنگ نور چراغ های آن خیابان دارد.

▪ خواص رنگ آبی: پرتو رنگ آبی خواص درمانی متعددی دارد از جمله: کاهش اضطراب، التهاب و طپش قلب، کمک در رفع مشکل بی خوابی (ملحفه های بالش و بستر و نیز لباس خواب را می توان از آبی رنگ روشن استفاده کرد و در صورت ضرورت لامپ آبی رنگ کم وات در تمام شب روشن کرد. همچنین رنگ آبی را با رنگ مکمل آن یعنی رنگ نارنجی تواما می توان برای کاهش گلو درد، حنجره، گواتر، التهاب لوزه ها، آسیب دیدگی ها، صرع، آسم، خستگی چشم ها، نفس تنگی، یبوست، انواع تب، آبله مرغان، آبله، زردی (یرقان) روماتیسم، فلج کودکان، اسهال، درد سیاتیک، ناراحتی معدوی، انواع التهاب، گرفتگی عضلات گردن، مهره های ستون فقرات، و بزرگی پروستات مورد استفاده قرار داد.

پرتو رنگ آبی طبیعا برای ایجاد آرامش روحی و عاطفی و نیز در کمک به تقویت تمرکز فکر بسیار مفید است. در این حال رنگ آبی تأثیر آرامش بخشی و استراحت دهندگی دارد. این رنگ تعدیل کننده انرژی های موجود در بدن است بیماران بویژه افرادی که به ناراحتی های روحی و عصبی دچارند، شب ها ساعتی به آسمان صاف پر از ستارگان درخشان، خیره و متمرکز شوند.

▪ ویژگی های رنگ آبی: رنگ آبی سمبل و نشانه؛ الهام، گذشت و ایثار، خشنودی، صلح و آرامش، سکوت و سکون، تعمق و تفکر، کامیابی، مراقبه، نیایش، شفابخشی و مظهر جاودانگی است.

- اگر اتاقی را به رنگ آبی آسمانی درآوریم، فضای اتاق بزرگتر از آنچه که هست به نظر می آید.

- سخنرانان می توانند برای نفوذ بیشتر کلامشان بر مخاطبان بیننده خود، در پشت صحنه محل جایگاه و تریبون، پرده مخملی آبی تیره رنگ، نصب کنند.

ـ رنگ آبی خاصیت ضدعفونی و ضدمیکروبی نیز دارد.


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389 ساعت 10:5 موضوع | لینک ثابت


ناظركيفي

شاهرخ قاسمي

ناظركيفي گروه

بيوگرافي:

دربامدادسال1360همراه بانسيم شرجي وگرمادرمحله دهدشتي بوشهرمتولدشد.وي داراي مدرك تحصيلي ديپلم دررشته مدريت مالي  است ودرحال حاضردانشجوي سال دوم مقطع كارشناسي دررشته مديريت امورفرهنگي وهنري مي باشدودرشهرداري مركزي بوشهربه عنوان رئيس اداره تشخيص ووصول عوارض ومسئول اجرائيات كميسيون ماده77قانون شهرداريهامشغول بكار مي باشد.وي نمايش راازصحنه ايي پرازخاك ودورتشريفات ابتدايي يعني مدرسه،ازسال1370بانمايش بچه هاي انقلاب به كارگرداني آقاي تنگكي آغازنمودووپس ازآن به كانون پرورشي فكري كودكان ونوجوانان رفت تاشكلي جدي ترازتئاتردانش آموزي دست وپنجه نرم كندكه درآنجاتوانست خودراپيداكندوبااولين كاربه جشنواره منطقه اي وسپس كشوري كودكان ونوجوانان راه يابد

فعاليت هاي اودرمقطع بازيگري:

بچه هاي انقلاب-چگونه بيست ماهي بين بيست نفرتقسيم مي شود؟-بالول-خرس-به يادپدر-تعزيه امام حسين(ع) -چاه كتو-زينب-اسكله-خنجرنارفيقون-شوريدگان شب نوزدهم-ادب مردبه زدولت اوست تحريرشد-يك غزل غمناك-مصاحبه-ديگرمراصدانزن مادر-هملت-خلاء-ليمر-جايي گوشه قلبم منتظرچيزي هستم-واي برمغلوب-بهترين باباي دنيا-مرواريد-دمام گمشده-هلال ظهر-طاق خوني-طبيب اجباري-فصلي ديگر-روزگاري كه خزان شد-حادثه درآن شب بيادماندني-چرخ ازآنِ مانيست-فرارازيك اپيزودجالب-فيروزه كه مي خواند-سوزماهي-فكرپليد-فاطمه عنبر-كنارشيرآتش نشاني-شام آخر-ببين چه برفي مي آيد-زائران برزخ-كاروان شام

افتخارات بازيگري:

مقام اول جشنواره تئاتردانش آموزي كشوري

مقام اول بازيگري براي نمايش چگونه بيست ماهي بين بيست نفرتقسيم مي شود

مقام سوم بازيگري براي نمايش به يادپدر

مقام دوم بازيگري براي نمايش چاه كتو

ديپلم افتخاربهترين بازيگركودك براي نمايش شب نوزدهم

لوح تقديربازيگري دوم براي نمايش ادب مردبه زدولت اوست تحريرشد

مقام دوم بازيگري براي نمايش يك غزل غمناك

مقام سوم بازيگري براي نمايش جايي گوشه قلبم منتظرچيزي هستم

لوح تقديربازيگري سوم براي نمايش هلال ظهر

ديپلم افتخارويژه بازيگري براي نمايش طاق خوني

مقام دوم بازيگري براي نمايش حادثه درآن شب بيادماندني

مقام سوم بازيگري براي نمايش كنارشيرآتش نشاني

مقام اول بازيگري براي نمايش ببين چه برفي مي آيد

 

وي كارگرداني راپس از بازيگري دنبال كرد البته هميشه تجربه رااندوخته خودقرارمي دادكه فعاليتهاي اودرعرصه كارگرداني بشرح ذيل است:

دمام گمشده-هلال ظهر-بالول-فكرپليد-گ مثل گرگ-يك غزل غمناك-شب وگربه زيرطاقي-ديگرمراصدانزن مادر-بهترين باباي دنيا-طاق خوني-كنارشيرآتش نشاني-شام آخر-به يادپدر

افتخارات كارگرداني:

مقام اول كارگرداني براي نمايش دمام گمشده

لوح تقديرمقام سوم براي نمايش فكرپليد

مقام سوم كارگرداني براي نمايش ديگرمراصدانزن مادر

مقام دوم كارگرداني براي نمايش طاق خوني

كارگردان برگزيده جشنواره تئاتردانش آموزي براي نمايش به يادپدر

وي نمايش نامه نويسي رابشرذل دنبال كرد:

دمام گمشده-هلال ظهر-بالول-فكرپليد-طاق خوني-به يادپدر

افتخارات نمايشنامه نويسي:

ديپلم افتخاراول نويسندگي براي نمايش دمام گمشده

مقام دوم نويسندگي براي نمايش طاق خوني

لوح تقديربراي نمايش به يادپدر

اوآهنگسازي رابانواي پرازغم واندوه عزاداري سنتي بوشهر آغازكرد.بااين شيوه كه بروي اشعارباتأثيرعميق ازدستگاههي موسيقي سنتي آهنگسازي مي نمودكه اشعارزيرازمعرفترين ساخته هاي وي است:

                                   كودك خاموش

كه بوسم كودك دل خسته ام را

مكن خاكش گُلِ نورسته ام(2)

گوسخن بادل غمديده بابا(2)

جان بابا لي خشكيده بگشا

كه تاباردگررويش ببينم

مكن خاكش توطفل مه جبينم(2)

گوسخن بادل غمديده بابا(2)

جان بابا لب خشكيده بگشا

كه بينم تيرصيادستمگر

مكن خاكش تواين صيدمطهّر(2)

گوسخن بادل غمديده بابا(2)

جان بابا لب خشكيده بگشا

زداغت قامت مادرخميده

علي اي طايردرخون طپيده(2)

گوسخن بادل غمديده بابا(2)

جان بابا لب خشكيده بگشا

سردست پدركردندخوابت

عجب اين كوفيان دادندوآبت(2)

گوسخن بادل غمديده بابا(2)

جان بابا لب خشكيده بگشا

كه صيدي رازند درپيش مادر

نكرده هيچ وصيادستمگر(2)

گوسخن بادل غمديده بابا(2)

جان بابا لب خشكيده بگشا

 

شاعر:مرحوم محّمد((شرمي))كاشاني

تصحيح شعروآهنگساز:شاهرخ قاسمي

 

 

                                         شب يتيمي

 

مناجات علي ازسوي نخلستان نمي آيد

                             صداي دلنشين شاه اِنس وجان نمي آيد

بجاي صوت قرآن چون شده كزخانه حيدر

                                نوائي جزصداي ناله وافغان نمي آيد

به فرق مظهرحق وعدالت ضربتي خورده

                               كه امّيدحيات ازآن شه مردان نمي آيد

علي دربسترمرگ است ومشغول نمازامشب

                             بگوخادم به مسجدخُسروخوبان نمي آيد

يتيمي دامن مادرگرفته اشك مي ريزد

                             كه اي مادرچراغمخوارماطفلان نمي آيد

به چشم تر،برَه سرمي كشندبيچارگان امشب

                         كه ياربّ ازچه آن مولاي درويشان نمي آيد

حكيم ازديدن زخم علي نوميدگرديده

                            حَسن راغيريأس ازگفته نعمان نمي آيد

شاعر:طالع

آهنگ:آقاي قاسمي

 

شرح شام

نوبت شرح ورودشام شد

آه ياران روزگارم شام شد

شام،يعني سخت ترازكربلا

شام،شهرمحنت ورنج وبلا

آل عصمت برسربازارها

شام يعني مركزآزارها

اهل بيت ازكربلامظلوم تر

شام يعني ازجهنم شوم تر

اهلبيت عصمت وبزم شراب

شام يعني ظلم وجوربي حساب

رخت نوپوشيده،دست وپانگار

پشت آن دروازه خلقي بي شمار

سنگشان دردست جاي دست گل

بهراستقبال باسازودهل

آتش وخاكسترازبالاي بام

ريختندازهرطرف زن هاي شام

هيجده خورشيدبربالاي ني

زينب مظلومه بودوگردوي

هيجده صورت زصورت آفرين

هيجده آئينة حقّ اليقين

باسرببريده برپاخاسته

هيجده ماه به خون آراسته

سايبان زينب اندرآفتاب

رأس ثارالله زخون بسته نقاب

روبه روبارأس خيرالنّاس بود

آن سوي محمل سرعباس بود

برسرني داشت ذكرآب آب

يك طرف برسرني طفل رباب

گه به عمّه،گه به خواهرچشم وي

ماه ليلاجلوه گربرنوك ني

كرداعلان بريهوديهاي شام

خصم بدآئين به جاي احترام

وين زنان ازخاندان حيدرند

كاين اسيران عترت پيغمبرند

روز،روز انتقام خيبراستِ

اين سرفرزندپاك حيدراست

جمله آزاديدبهرانتقام

طبق فرمان اميرِشهرشام

شام ويران شام ترازشام شد

اين سخن تابريهوداعلام شد

دختران نازپروررازدند

آن قَدَرآل پيمبررازدند

زخم هابر قلب زينب مي زدند

خنده اي فتح برلب مي زدند

اين به زين العابدين دشنام مي داد

آن يكي برنيزه دارانعام داد

 

شاعر:غلامرضاسازگار(ميثم))

آهنگساز:شاهرخ قاسمي                                                             

 

 

 

 

 

 

 

 

وشعرزيرنيزازجديدترين ساخته هاي وي مي باشد

انیس کاروان

انیس کاروان آهسته تر رو                 امیر کاروان آهسته تر رو

حسین مهربان آهسته تر رو

برادر مرکبت یکدم نگه دار                  که باشد خواهرت مشتاق دیدار

تورا بینم برای آخرین بار                    حسین مهربان آهسته تر رو

حسین مهربان آهسته تر رو

 

ببین از خیمه ها غوغا بلند است            خروش و آه و واویلا بلند است

صدای العطش زانجا بلند است               یتیمان در فغان آهسته تر رو

حسین مهربان آهسته تر رو

علم دارت ز تن دستش جدا شد             علی اکبرت فرقش دو تا شد

دل زینب ز حسرت مبتلا شد                 ایا آرام جان آهسته تر رو

حسین مهربان آهسته تر رو

رباب از داغ هجران دیده گریان          میان خیمه خواهر پریشان

بیاد اصغر بی شیر عطشان               ز چشمش خون روان آهسته تر رو

حسین مهربان آهسته تر رو

ببین نور دو چشمانت سکینه               زند گاهی به سر گاهی به سینه

بریزد از فراقت ان هزینه                   سرشک از دیدگان آهسته تر رو

حسین مهربان آهسته تر رو

شاعر:سید محمد اسحاق حسینی

آهنگساز:شاهرخ قاسمي

 

اوباعلاقه وافربه هنروآثارفولكلوردست به خلق اثر مي زند ونمايش نامه هاي ذيل راخودآهنگسازي نموده است:

دمام گمشده-هلال ظهر-بالول-فكرپليد-گ مثل گرگ-طاق خوني-مهلكه-محملي بررحيل-دايره مثبت-پايان سفر-گمشده عشق-فرات تشنه است

افتخارات آهنگسازي:

مقام برترآهنگسازي نوحه درسال84

مقام اول آهنگسازي براي نمايش دمام گمشده

مقام اول آهنگسازي براي نمايش محملي بررحيل

مقام اول آهنگسازي براي نمايش گمشده عشق

مقام دوم آهنگسازي براي نمايش فرات تشنه است

وي براي اولين بارجزوه آموزش اصول اوليه تئاترراكه شامل بازيگري كارداني ونمايشنامه

نويسي بودنوشت وصاحب دوكارپژوهشي به نام سيرتحولي موسيقي درايران واصول بنيادين

موسيقي مي باشد

 


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389 ساعت 9:36 موضوع | لینک ثابت


معرفي

اعضاي گروه رابه حضورتان معرفي مي كنيم

 

خانم سانازمختاري

درسال۱۳۷۴درشهرآبادان متولدشدكه دانش آموزسال سوم راهنمائي مي باشدوي فرزنداول خانواده است واولين كارنمايشي است كه بازي مي كند خانم مختاري درنمايشنامه شب محبوبه عهده دارنقش محبوبه است

 

فاطمه شيرشكن

درسال۱۳۷۰درشهربوشهرمتولدشداز سن۷الي۸سالگي بواسطه برادرش باتئاترآشناي پيداكردتااياينكه ازسه ماه پيش به عنوان همسراباآقاي صفاري همكاري كردوهم اكنون هم دراين نمايش نقش زن خدمتكاررابازي ميكند

 

زهرامحمودي

 

درسال۱۳۷۵درشهرشيرازمتولدشدوي علاقه زيادي به كارتئاترداردواين نمايش اولين كاراومي باشد.اومشوق اصلي خودراخانواده ودوستش خانم مختاري مي داند

 

فاطمه محمدي

 

درسال۱۳۷۵درشهربوشهرمتولدشد.درسال۱۳۸۹واردعرصه تئاترشدودركارشب محبوبه به عنوان منشي صحنه مشغول بكاراست

 

مرتضي گشمردي

 

درسال۱۳۶۹درشهربوشهرمتولدشدكارتئاتر راازده سالگي بايك نمايش باكمك آقاي رباني طنز شروع كردتاسال۱۳۸۶كه بايك كاردانش آموزي ديگر به صحنه تئاتربرگشت ودرآن سال نمايش مادرشهرستان اول شد

 

زينب شجاعي

 

درسال۱۳۷۴درشهربوشهرمتولدشدازسال۱۳۸۸باهمكاري خانم مژگان مكاريان بانمايش قاب خالي واردتئاترشدودرحال حاضربازيگرنقش زن درنمايش شب محبوبه است

 

شميسااسدي

 

متولد 1374  صادره از بوشهر نمايش هايي كه تا كنون بازي كرده :

خاك بي بي – كلاغ و مترسك – غريب شام – گمشده عشق – پايان سفر-

ستاره هاي خاموش-دخترك گلچهره-در فيلم بلوتوث به كارگرداني كاظم صفاري

اولين تجربه او در سينما بوده و دومين كار او در عرصه سينما فيلم

مسيرهاي سرد به كارگرداني صادق شكيبا چي بود كه به عنوان مدير صحنه

 و بازيگر بوده و هم اكنون هم دركا رشب محبوبه به عنوان مديرصحنه مشغول فعاليت است

 

 


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389 ساعت 7:59 موضوع | لینک ثابت


تبريك

عيدفطربرهمه هنرمندان ومسلمين مبارك


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در پنجشنبه هجدهم شهریور 1389 ساعت 11:34 موضوع | لینک ثابت


آموزش

آنچه كه بايددرموردتعزيه بدانيم

نوشته شاهرخ قاسمي

تعزيه، در لغت به معنی سوگواری [تعزيت‏]، برپای داشتن يادبود عزيزان از دست رفته، تسليت، امر كردن به صبر، و پرسيدن از خويشان مرده است؛ ولی در اصطلاح، به گونه‏ای از نمايش مذهبی منظوم گفته می‏شود. 

 

تعزیه، در لغت به معنی سوگواری [تعزیت‏]، برپای داشتن یادبود عزیزان از دست رفته، تسلیت، امر كردن به صبر، و پرسیدن از خویشان مرده است؛ ولی در اصطلاح، به گونه‏ای از نمایش مذهبی منظوم گفته می‏شود كه در آن عده‏ای اهل ذوق و كار آشنا در مناسبتهای مذهبی و به صورت غالب، در جریان سوگواریهای ماه محرم برای باشكوه‏تر نشان دادن آن مراسم و یا به نیت آمرزیده شدن مردگان، آرزوی بهره‏مندی از شفاعت اولیای خدا به روز رستخیز، تشفی خاطر، بازیافت تندرستی، و یا برای نشان دادن ارادت و اخلاص فزون از اندازه به اولیا ـ به ویژه اهل بیت پیامبر علیهم السلام، با رعایت آداب و رسوم و تمهیدهایی خاص و نیز بهره‏گیری از ابزارها و نواها و گاه نقوش زنده برخی از موضوعات مذهبی و تاریخی مربوط به اهل بیت ـ به ویژه واقعه كربلا [امام حسین؛ واقعه كربلا] را پیش چشم بینندگان بازآفرینند. بر خلاف معنی لغوی تعزیه، غم‏انگیز بودن شرط حتمی آن نیست و ممكن است گاه شادی‏بخش نیز باشد. بدین معنی كه اگر چه هسته اصلی آن گونه‏ای سوگواری و یاد كرد و بزرگداشت خاطره مصائب اندوهباری است كه بر اهل بیت و به ویژه امام حسین (ع) و یاران نزدیكش رفته است، اما با گذشت زمان و تحول و تكامل كمی و كیفی و گونه گونی و تعدد آن تعزیه‏هایی در ذم دشمنان دین و خاندان پیامبر (ص) پرداخت شده كه نه تنها صفت اندوهبار بودن را از دست داده، بلكه سخت مضحك و خنده‏آور نیز هستند [تعزیه مضحك‏] . در این میان تعزیه‏هایی تفریحی نیز چهره نمایانده‏اند. كه از آن جمله‏اند: تعزیه‏های درةالصدف، امیر تیمور، حضرت یوسف، و عروسی دختر قریش. شیوه برپا كردن آن نیز چنین است كه با پایان گرفتن هر مجلس سوگواری یا دسته روی ـ و یا حتی به صورتی جداگانه ـ عده‏ای شبیه خوان [شبیه‏] در هر جایی كه مناسب تشخیص دهند، می‏ایستند و نوازندگانی كه از قبل همراه آنانند به زدن طبل یا شیپور آغاز می‏كنند و در همان میان نیز زمینه را برای برپا كردن تعزیه آماده می‏سازند. این زمینه معمولا عبارت است از شكل دادن دایره‏ای محل نمایش، جای دادن سكوهایی كوچك و بزرگ [تختگاه‏] برای مشخص نمودن شأن و مرتبه اشخاص نمایش، و همچنین [علم‏] و [كتل‏]، و نصب پرچمهای سبز و سرخ و سیاه. زدن طبل و شیپور در چنین لحظه و مناسبتها به خودی خود پیام از اجرای نمایش تعزیه می‏دهد. به محض گردآمدن عده‏ای تماشاگر شبیه خوانی كه از شخصیتهای شناخته شده‏تر نمایش است، ابیاتی چند را به عنوان درآمد برمی‏خواند. مثلا شمر در آغاز كار در حالی كه با گامهای بلند و تند گرد صحنه نمایش را می‏پیماید چندین بار به صدای بلند می‏خواند:

 

 

 

الا یاران! نه من شمرم نه این خنجر

 

 

 

مراد از كار ما این است كه این مجلس بكا باشد

 

 

 

و سپس معمولا با به اجرا درآمدن پیش‏خوانی نمایش مجلس اصلی آغاز می‏گردد. در این نمایش مذهبی برای عواطف تماشاگران مرزبندی تازه‏ای صورت گرفته و برای خندانیدن و خندیدن جای مشخصی در نظر گرفته شده است. هم از این روست كه در این حالت لفظ شبیه خوانی را كه آغاز نیز متداول بود و مفهوم شكلی از نمایش را افاده می‏كرد، به جای تعزیه كه مفهوم تسلیت و سوگواری دارد، به كار می‏برند. بر پای دارنده اصلی تعزیه را بانی و گرداننده آن را تعزیه گردان، معین البكا یا ناظم البكا و بازیگران آن را شبیه خوان یا تعزیه خوان و سایر همكاران بر پایی آن را «عمله تعزیه» می‏نامند. گاهی نیز لفظ عمله را برای همه دست به كاران تعزیه به كار می‏برند. در این نمایش محدودیتی برای استفاده از لوازم و اسباب در میان نیست چنانكه برای باشكوه‏تر جلوه دادن نمایش از هر وسیله ـ به شرط آنكه به تقدس ماجراهای آن آسیبی نرساند ـ استفاده می‏شود. برای نمونه، در عهد ناصر الدین شاه به هنگام اجرای مجلسی از مجالس تعزیه هنگامی كه سخن از وجود یك شیر به میان آمد، بی‏درنگ صورت زنده این جانور را كه در قفسی محبوس بود از باغ وحش آورده و در پیش چشم حاضران به تماشا گذاردند تا مگر بر جدیت و هیجان صحنه افزوده گردد. از این رو، اگر دیده شود كه مثلا شبیه شمر چكمه ولینگتون به پای دارد و سیگاری خارجی بر لب و افزون برداشتن جقه فرماندهی و قبضه براق شمشیر، تپانچه تیری در پر كمر، جای هیچگونه شگفتی نیست. شبیه‏خوانها برای آسانی ادامه مطلب مربوط به نقش خود، معمولا به هنگام اجرا، تكه كاغذی به نام فرد، در دست دارند كه در آنها مصراعهای آخر نقش طرف مقابل یا نخستین مصراع از ادامه نقش خود یادداشت شده تا بتوانند به موقع و بی‏هیچ زحمتی نقش آفرینی خود را دنبال گیرند. بازیگران ناشی یا خردسال را تعزیه گردان، خود با توجه به مندرجات و یادداشتهای بیاضی كه در دست دارد [بیاض‏] از كنار محدوده نمایش راهنمایی می‏كند. حتی گاهی به شبیه‏خوانهای كارآزموده نیز تذكراتی می‏دهد. نقش زنان را هم در این نمایش، به واسطه ممنوعیتهایی كه شرع اسلام بر نقش آفرینی زنان بر صحنه‏ای در ملاء عام بسته است، مردان بازی می‏كنند كه در این حالت به آنها «زن خوان» می‏گویند. طبیعی است كه چنین بازیگرانی برای بهتر آفریدن نقش زنان باید صدایی خوش و دلاویز داشته باشند و ترجیحا نقاب بر چهره پوشند. گاه نیز برای بهتر در آمدن بازی نقش زنان، از پسران نوباوه كارآموخته استفاده می‏شود. در این حالت، اگر چه این نوباوه نقابی بر چهره ندارد، اما به هیچ وجه كمترین نشانی از بزك (گریم) در سیمای وی به چشم نمی‏خورد. شبیه خوانان در اجرای هر مجلس نوعا دو دسته‏اند: اولیاخوان و اشقیاخوان. شبیه خوانهایی كه نقش اولیا و یاری دهندگان دین را می‏آفرینند اولیا خوان / مظلوم / انبیاخوان نامیده می‏شوند، و كسانی كه نقش اشقیا و دین‏ستیزان را بازی می‏كند اشقیاخوان یا ظالم خوان‏اند. اولیاخوانها نقشهای خود را موزون و خطابه‏ای سر می‏دهند، اما اشقیا خوانها سخنان خود را ناموزون و معمولی، و در پاره‏ای از موارد، مسخره آمیز بیان می‏دارند. اولیا خوانها جامه سبز یا سیاه بر تن می‏كنند و اشقیا خوانها لباس سرخ . اما در مورد سیاهی لشگرهای هر یك از دو دسته، استفاده از جامه‏هایی بدین رنگها مصداق كاملی ندارند. نشانه و نماد در تعزیه كاربرد بسیار دارد، چنانكه گفته‏اند این نمایش باغی از نشانه و نمادهاست. از آن جمله‏اند انواع پرچمهای سبز، سرخ و سیاه كه نماد اهل بیت، شور و انقلاب، و سوگواری‏اند، علم كه نماد درفش سپاه امام حسین (ع) است و گفته‏اند صورت واقعی آن را معمولا سپهسالار وی ـ حضرت عباس ـ بر دست می‏گرفت؛ طشت آب به نشانه شط فرات؛ شاخه نخل و یا هر نهالی به نشانه نخلستان و درخت. چرخش به دور خود و راه رفتن به گرد صفحه به علامت گذشت زمان و همچنین مسافرت. چتر كه وسیله القای تازه فرود آمدن هرولی یا فرشته به ویژه جبرئیل از آسمان است؛ زدن عینك سفید برای نشان دادن روح بصیرت و نیكدلی؛ عینك دودی برای جلوه خباثت و بدسگالی فرد مورد نظر؛ عصا كه نشانگر تجربه و مصلحت‏اندیشی است؛ نگریستن گاه و بیگاه از میان دو انگشت بزرگ دست برای تأكید بر قدرت و فضیلت اولیاء در تجسم اوضاع آینده و همچنین پیشبینی؛ بر تن كردن نیمتنه بلند سفید (كفنی) به نشانه نزدیك شدن مرگ و اعلام جانبازی؛ زدن یا افشاندن اندكی كاه بر سر برای نشان دادن ماتم نشینی؛ اسب سپید بی‏سوار به نشانه اسب امام حسین (ع) (ذوالجناح) و به شهادت رسیدن صاحبش؛ گهواره آغشته به رنگ سرخ برای بیان به شهادت رسیدن كودك شیرخوار امام حسین (ع) ـ علی اصغر؛ استفاده گاه و بیگاه از كبوتری سفید برای آگاهانیدن تماشاگران از دریافت نامه یا خبر و همچنین القای حس معصومیت و همدردی در آنها؛ كجاوه‏نشینی شبیه زنان برای نشان دادن به اسیری رفتن آنها. نقش‏خوانی بر منبر ویژه اولیای نامدار است . بزرگی و كوچكی چهارپایه‏های كه گاه اولیا برای سر دادن نقشهای خود بر آن می‏ایستند وسیله‏ای برای مشخص نمودن پایه و مرتبه آنهاست. در تعزیه از موسیقی نیز استفاده مختصری می‏شود، چنانكه كاربرد آن تنها محدود می‏گردد به یكی دو سازبادی ـ از جمله شیپور یا كرنا (برای اعلام برپایی تعزیه و یا جنگ نمایشی سپاهیان) و نی (امروزه بیشتر قره‏نی) برای سوزناك‏تر كردن لحظه‏های احساسی (از جمله، لحظه‏های وداع و بیكسی) و در كنار آنها سنج و طبل. از دستگاههای موسیقی ایرانی نیز در این نمایش بهره‏هایی برده می‏شد. این بهره‏وری البته متناسب با موقع و مقام و روحیه شبیه انجام می‏گرفت. مثلا حضرت عباس عموما چهارگاه، حر عراق، عبدالله ـ پسر امام حسن ـ راك (كه به همین جهت، راك عبدالله آوازه یافته است) و زینب كبری می‏خواند، و اذان به لحن كرد بیات گفته می‏شد. اجرای تعزیه نیاز به صحنه آرایی (دكور) خاصی ندارد، چنانكه اغلب بدون هیچ گونه صحنه از پیش تعیین شده‏ای می‏توان آن را به اجرا درآورد. از همین روست كه برخی از دست به كاران نمایش اروپا از جمله یژی گروتوفسكی ـ كارگردان لهستانی ـ تعزیه را جلوه‏ای از «تئاتر بی‏چیز / تئاتر ساده و ناب» به شمار می‏آورند. اجرای تعزیه از نظر مكانی منحصر به جای ویژه‏ای نیست، اما به دلیل پیوستگی‏اش با سوگواریهای عمده مسلمانان، به ویژه مراسم ماه محرم، به ویژه در تكایا [تكیه‏] و حسینیه‏ها یا فضای باز اطراف آنها، صحن مساجد، میدانچه‏ها و چهارراهها، و یا در عصر جدیدتر، در تماشاخانه‏ها بازی می‏شود. هر چند نمی‏توان تعزیه را «تئاتر» در مفهوم ویژه و امروزین آن به شمار كرد ـ از آن رو كه كشاكش آكسیونی در آن جایی ندارد و طرح یا پیرنگ ماجرا از آغاز به اصطلاح نزد تماشاگران لو رفته است و فرجام كار نیز از همان اوان كار پیداست ـ اما نمایش شناسان در بررسی گونه‏های مختلف نمایشی قائل به همانندیهایی میان این نمایش و تئاتر روایی هستند؛ از آن جمله است جنبه بهره بردند از شیوه فاصله‏گذاری یا بیگانه‏سازی كه در جریان آن اگر چه بازیگر خود در نمایش ماجرا نقش می‏آفریند، اما شیوه كار او چنان است كه در تماشاگر می‏دمد تا بازیگر را با شخصیت مورد نظر یكی نگیرد (یا به اصطلاح تئاتری، او را همسان نپندارند)، و بداند كه وی فقط نقش افراد را بازی می‏كند. برای دست یازیدن بدین منظور، یا لحظه‏هایی بازی را قطع نموده به روایت مانده دیگری از اجرا می‏پردازد و یا آنكه در برابر كامرواییها یا رنج و شكنجه‏های رفته بر آن شخصیت واكنش نشان می‏دهد. از این جمله است شیوه برخورد سركردگان اشقیا با اولیای نامدار و همچنین برشمردن اصل و نسب سیاهكارشان به عنوان معرفی خود در برابر آنها . گریستن شمر بر شهادت امام حسین (ع) كه خود از مرتكبان مستقیم این حادثه است، گوشه دیگری است از كاربست این شیوه. در حال حاضر، اگر چه ذوق برپایی تعزیه به ویژه در روزهای سوگواری ماه محرم اندكی دامن گسترانیده، چنانكه گاهی هاله‏ای از آن در میان شیعیان كشورهایی چون هند و پاكستان، تركیه، لبنان به چشم می‏خورد، اما مردم كشورها به دلیل دسترسی داشتن به رسانه‏های گروهی و بهره‏مندی از تماشای گونه‏های متنوع‏تر نمایش‏های ایرانی و خارجی و در نتیجه، به محاق افتادن جنبه آیینی این نمایش، در تعزیه بیشتر به عنوان نوعی از نمایش بومی كهن می‏نگرند تا به عنوان آیینی فراگیر. به همین خاطر اگر كانونهای رسمی نمایش یا شماری از جوانان با ذوق بر این كار اهتمامی نورزند، باری مردم به خودی خود، شوقی در برپایی آن نشان نمی‏دهند.

 اين مطلب ادامه دارد...


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در یکشنبه هفتم شهریور 1389 ساعت 11:31 موضوع | لینک ثابت


خزان

مهين شهابي هم به جايگاه ابديت رفت

به گزارش فارس، مهين شهابي بازيگر پيشكسوت تلويزيون و سينما كه بهار امسال به دليل تومور مغزي در بيمارستان پارس تهران بستري شده بود و پس از آن مدت‌ها به كما رفته بود، دارفاني را وداع گفت.

«آرزو شهابي» فرزند اين بازيگر با اشاره به اين كه مادرش ساعت 6 صبح امروز از دنيا رفته است به گفت: هنوز زمان و چگونگي برپايي مراسم تشييع و خاكسپاري وي مشخص نشده است.

مهين شهابي متولد سال 1315 در شهر تهران است و دوره بازيگري را سال 1339 در هنركده آناهيتا سپري كرده است.

او فعاليت خود در راديو را از سال 1337 آغاز كرد و شروع فعاليتش در تلويزيون نيز در سال 1339است.

شروع فعاليت سينمايي او در فيلم «ماجراي جنگل» به عنوان بازيگر در سال 1339 بود و حضور در فيلم «گاو» نيز از جمله فعاليت‌هاي سينمايي او است.

مجموعه تلويزيوني «آينه» يكي از محبوب‌ترين سريال‌هاي دهه 60 سيما است كه با حضور مهين شهابي ساخته شد.

«ترانه مادري» از آخرين كارهاي مهين شهابي است.

شهابي قبل از بستري شدن در بيمارستان، مشغول بازي در مجموعه تلويزيوني «وضعيت سفيد» به تهيه‌كنندگي محمدرضا شفيعي و كارگرداني حميد نعمت‌الله بود اما به دليل ضايعه مغزي از اين نقش كناره‌گيري كرد.

روحش شادويادش گرامي


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در سه شنبه دوم شهریور 1389 ساعت 12:12 موضوع | لینک ثابت


موسيقي نمايش

جایگاه موسیقی در نمایش 

 

اگر موسیقی نمایش از سطح تعقلی و دریچه واقع گرایانه مورد توجه قرار گیرد ،مبین این حقیقت خواهد بود که،یک آهنگساز برای خلق موسیقی نمایش، ملزم است به میزان کافی بر اتفاقات و رویدادهایی که در زیر بنای تفکر نویسنده و کارگردان و روایت نمایش وجود دارد اشراف داشته ، و به نوعی احساس و روح هنرمندانه اش در آن سهیم باشد.یعنی بازتاب ذهنیت اش خصوصی نباشد! بلکه دریافت حقیقی از معنای هنر و فرهنگ جهانشمول را در بر گیرد .اگر این ارتباط به شکل کامل برقرار شود، در نتیجه آن، تماشاچی هم به عنوان یک کار جنبی به موسیقی نمایش نمی نگرد و صرفاَ به حرکات و میمیک بازیگران خیره نمی شود تا بواسطه آن از تأثیر ژرف متقابل محروم گردد.موسیقی نمایش اگر مورد بی مهری قرار نگیرد ، ارزش گذاری غلط نشده و مانعی برای حرکتش نباشدو مدام از موسیقی های انتخابی و به قولی حاضری برایش سرو نشود، در ضمن خلق یک اثر نمایشی ، مقام و جایگاه بسیار مهمی را دارا خواهد بود!   

موسيقي نمايش درحقيقت به نوعي ادامه راه كارگرداني است ومتأسفانه اكثرنمايشهاي امروزي ازاين جهت رنج مي برندوگاهاًكارگردانان خيلي ساده ازكناراين موضوع عبور ميكنند.


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در شنبه بیست و سوم مرداد 1389 ساعت 9:8 موضوع | لینک ثابت


 

به نام خدای که دراین نزدیکیست.....

درآوردگاهی که زمینش نامیده اند ومی نامند بشرهمواره به دنبال پیداکردن راهی برای رسیدن به تعالی وپیشرفت بوده وهست. این درحالی است که وقتی به کهن ترین داستانها وافسانه های جوامع انسانی از هرنژاد وملیتی وباهردین وآئینی رجوع می کنیم درمی یابیم که درناخودآگاه تمام انسانهااعتقادبربه وجودآمدن «آرمان شهری» به دوراززشتی وپلیدی امری است غیرقابل انکار؛تاآنجا که ارسطوفیلسوف بزرگ یونانی سه هزار سال پیش از«اتوپیای» انسانی صحبت به میان آورد. باپیدایش اسلام وگسترش این دین الهی فلسفه به وجود آمدن «مدینه فاضله» روز به روزقوت گرفت ونه تنها درمیان مسلمانان، بلکه درذهن همه انسانهای روشن دل درسرتاسرجهان مبانی فکر اندیشمندان بسیاری قرارگرفته است. یکی از راههایی که به وسیله آن از دیرباز تاکنون حرکت وپویایی به این سمت وسورابرای انسان میسرکرده است هنرمقدس تئاتراست... پیشرفته ترین جوامع پزشکی دنیا معتقدند که درمان بسیاری ازدردها درخود آنها نهفته است. حال آنکه بشر امروز بیشتراز دردهای جسمی خود ازبحرانهای روحی رنج می بردواین همان مرضی است که تئاتر خلاق، متعهدومتفکر امروزسعی درمعالجه آن دارد. بنابرآنچه گفته شدتئاتر ابزاری است کارآمد دربرطرف نمودن چالشهای معنوی بشرورسانیدن به اوج قله انسانیت ومعنویت. حال آنکه همه ما معتقدیم که تئاتر یعنی زندگی وبه راستی «زندگی شاید همین باشد». جامعه بیماروگنگ امروز، دستان گرم ویاریگرهنرمندان رامی طلبد تاآلام کثیرآنهارا مرهم نهد.درسالی متبرک به نام همت مضاعف وکارمضاعف ازکلیه هنرمندان تئاتراستان دعوت می کنیم تادرمیثاقی دوباره درراه اعتلای تئاتری ایرانی اسلامی گام برداریم وادای دینی داشته باشیم به فرهنگ وهنراستان.

به سان رود که درنشیب دره

                        سر به سنگ می زند

                                              رونده باش

                             امیدهیچ معجزی زمرده نیست

                                                                      زنده باش .

سبز باشید تا ابد...

 

 

 نوشته: شاهرخ قاسمی

 


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در یکشنبه دهم مرداد 1389 ساعت 13:31 موضوع | لینک ثابت


 

 

بزودی عوامل گروه رابه خدمت شمامعرفی می کنیم


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در شنبه نهم مرداد 1389 ساعت 0:16 موضوع | لینک ثابت


نمایش

نمایش

شب محبوبه

نوشته سیدحسین فدایی حسین

کارگردان مجتبی عیوضی

بازیگران:

سانازمختاری-مرتضی گشمردی-زینب شجاعی

منشی صحنه:خانم محمدي

ناظرکیفی:شاهرخ قاسمی

 


 

نوشته شده توسط مجتبی عیوضی در چهارشنبه ششم مرداد 1389 ساعت 23:9 موضوع | لینک ثابت