جایگاه موسیقی در نمایش 

 

اگر موسیقی نمایش از سطح تعقلی و دریچه واقع گرایانه مورد توجه قرار گیرد ،مبین این حقیقت خواهد بود که،یک آهنگساز برای خلق موسیقی نمایش، ملزم است به میزان کافی بر اتفاقات و رویدادهایی که در زیر بنای تفکر نویسنده و کارگردان و روایت نمایش وجود دارد اشراف داشته ، و به نوعی احساس و روح هنرمندانه اش در آن سهیم باشد.یعنی بازتاب ذهنیت اش خصوصی نباشد! بلکه دریافت حقیقی از معنای هنر و فرهنگ جهانشمول را در بر گیرد .اگر این ارتباط به شکل کامل برقرار شود، در نتیجه آن، تماشاچی هم به عنوان یک کار جنبی به موسیقی نمایش نمی نگرد و صرفاَ به حرکات و میمیک بازیگران خیره نمی شود تا بواسطه آن از تأثیر ژرف متقابل محروم گردد.موسیقی نمایش اگر مورد بی مهری قرار نگیرد ، ارزش گذاری غلط نشده و مانعی برای حرکتش نباشدو مدام از موسیقی های انتخابی و به قولی حاضری برایش سرو نشود، در ضمن خلق یک اثر نمایشی ، مقام و جایگاه بسیار مهمی را دارا خواهد بود!   

موسيقي نمايش درحقيقت به نوعي ادامه راه كارگرداني است ومتأسفانه اكثرنمايشهاي امروزي ازاين جهت رنج مي برندوگاهاًكارگردانان خيلي ساده ازكناراين موضوع عبور ميكنند.