آنچه كه بايددرموردتعزيه بدانيم

نوشته شاهرخ قاسمي

تعزيه، در لغت به معنی سوگواری [تعزيت‏]، برپای داشتن يادبود عزيزان از دست رفته، تسليت، امر كردن به صبر، و پرسيدن از خويشان مرده است؛ ولی در اصطلاح، به گونه‏ای از نمايش مذهبی منظوم گفته می‏شود. 

 

تعزیه، در لغت به معنی سوگواری [تعزیت‏]، برپای داشتن یادبود عزیزان از دست رفته، تسلیت، امر كردن به صبر، و پرسیدن از خویشان مرده است؛ ولی در اصطلاح، به گونه‏ای از نمایش مذهبی منظوم گفته می‏شود كه در آن عده‏ای اهل ذوق و كار آشنا در مناسبتهای مذهبی و به صورت غالب، در جریان سوگواریهای ماه محرم برای باشكوه‏تر نشان دادن آن مراسم و یا به نیت آمرزیده شدن مردگان، آرزوی بهره‏مندی از شفاعت اولیای خدا به روز رستخیز، تشفی خاطر، بازیافت تندرستی، و یا برای نشان دادن ارادت و اخلاص فزون از اندازه به اولیا ـ به ویژه اهل بیت پیامبر علیهم السلام، با رعایت آداب و رسوم و تمهیدهایی خاص و نیز بهره‏گیری از ابزارها و نواها و گاه نقوش زنده برخی از موضوعات مذهبی و تاریخی مربوط به اهل بیت ـ به ویژه واقعه كربلا [امام حسین؛ واقعه كربلا] را پیش چشم بینندگان بازآفرینند. بر خلاف معنی لغوی تعزیه، غم‏انگیز بودن شرط حتمی آن نیست و ممكن است گاه شادی‏بخش نیز باشد. بدین معنی كه اگر چه هسته اصلی آن گونه‏ای سوگواری و یاد كرد و بزرگداشت خاطره مصائب اندوهباری است كه بر اهل بیت و به ویژه امام حسین (ع) و یاران نزدیكش رفته است، اما با گذشت زمان و تحول و تكامل كمی و كیفی و گونه گونی و تعدد آن تعزیه‏هایی در ذم دشمنان دین و خاندان پیامبر (ص) پرداخت شده كه نه تنها صفت اندوهبار بودن را از دست داده، بلكه سخت مضحك و خنده‏آور نیز هستند [تعزیه مضحك‏] . در این میان تعزیه‏هایی تفریحی نیز چهره نمایانده‏اند. كه از آن جمله‏اند: تعزیه‏های درةالصدف، امیر تیمور، حضرت یوسف، و عروسی دختر قریش. شیوه برپا كردن آن نیز چنین است كه با پایان گرفتن هر مجلس سوگواری یا دسته روی ـ و یا حتی به صورتی جداگانه ـ عده‏ای شبیه خوان [شبیه‏] در هر جایی كه مناسب تشخیص دهند، می‏ایستند و نوازندگانی كه از قبل همراه آنانند به زدن طبل یا شیپور آغاز می‏كنند و در همان میان نیز زمینه را برای برپا كردن تعزیه آماده می‏سازند. این زمینه معمولا عبارت است از شكل دادن دایره‏ای محل نمایش، جای دادن سكوهایی كوچك و بزرگ [تختگاه‏] برای مشخص نمودن شأن و مرتبه اشخاص نمایش، و همچنین [علم‏] و [كتل‏]، و نصب پرچمهای سبز و سرخ و سیاه. زدن طبل و شیپور در چنین لحظه و مناسبتها به خودی خود پیام از اجرای نمایش تعزیه می‏دهد. به محض گردآمدن عده‏ای تماشاگر شبیه خوانی كه از شخصیتهای شناخته شده‏تر نمایش است، ابیاتی چند را به عنوان درآمد برمی‏خواند. مثلا شمر در آغاز كار در حالی كه با گامهای بلند و تند گرد صحنه نمایش را می‏پیماید چندین بار به صدای بلند می‏خواند:

 

 

 

الا یاران! نه من شمرم نه این خنجر

 

 

 

مراد از كار ما این است كه این مجلس بكا باشد

 

 

 

و سپس معمولا با به اجرا درآمدن پیش‏خوانی نمایش مجلس اصلی آغاز می‏گردد. در این نمایش مذهبی برای عواطف تماشاگران مرزبندی تازه‏ای صورت گرفته و برای خندانیدن و خندیدن جای مشخصی در نظر گرفته شده است. هم از این روست كه در این حالت لفظ شبیه خوانی را كه آغاز نیز متداول بود و مفهوم شكلی از نمایش را افاده می‏كرد، به جای تعزیه كه مفهوم تسلیت و سوگواری دارد، به كار می‏برند. بر پای دارنده اصلی تعزیه را بانی و گرداننده آن را تعزیه گردان، معین البكا یا ناظم البكا و بازیگران آن را شبیه خوان یا تعزیه خوان و سایر همكاران بر پایی آن را «عمله تعزیه» می‏نامند. گاهی نیز لفظ عمله را برای همه دست به كاران تعزیه به كار می‏برند. در این نمایش محدودیتی برای استفاده از لوازم و اسباب در میان نیست چنانكه برای باشكوه‏تر جلوه دادن نمایش از هر وسیله ـ به شرط آنكه به تقدس ماجراهای آن آسیبی نرساند ـ استفاده می‏شود. برای نمونه، در عهد ناصر الدین شاه به هنگام اجرای مجلسی از مجالس تعزیه هنگامی كه سخن از وجود یك شیر به میان آمد، بی‏درنگ صورت زنده این جانور را كه در قفسی محبوس بود از باغ وحش آورده و در پیش چشم حاضران به تماشا گذاردند تا مگر بر جدیت و هیجان صحنه افزوده گردد. از این رو، اگر دیده شود كه مثلا شبیه شمر چكمه ولینگتون به پای دارد و سیگاری خارجی بر لب و افزون برداشتن جقه فرماندهی و قبضه براق شمشیر، تپانچه تیری در پر كمر، جای هیچگونه شگفتی نیست. شبیه‏خوانها برای آسانی ادامه مطلب مربوط به نقش خود، معمولا به هنگام اجرا، تكه كاغذی به نام فرد، در دست دارند كه در آنها مصراعهای آخر نقش طرف مقابل یا نخستین مصراع از ادامه نقش خود یادداشت شده تا بتوانند به موقع و بی‏هیچ زحمتی نقش آفرینی خود را دنبال گیرند. بازیگران ناشی یا خردسال را تعزیه گردان، خود با توجه به مندرجات و یادداشتهای بیاضی كه در دست دارد [بیاض‏] از كنار محدوده نمایش راهنمایی می‏كند. حتی گاهی به شبیه‏خوانهای كارآزموده نیز تذكراتی می‏دهد. نقش زنان را هم در این نمایش، به واسطه ممنوعیتهایی كه شرع اسلام بر نقش آفرینی زنان بر صحنه‏ای در ملاء عام بسته است، مردان بازی می‏كنند كه در این حالت به آنها «زن خوان» می‏گویند. طبیعی است كه چنین بازیگرانی برای بهتر آفریدن نقش زنان باید صدایی خوش و دلاویز داشته باشند و ترجیحا نقاب بر چهره پوشند. گاه نیز برای بهتر در آمدن بازی نقش زنان، از پسران نوباوه كارآموخته استفاده می‏شود. در این حالت، اگر چه این نوباوه نقابی بر چهره ندارد، اما به هیچ وجه كمترین نشانی از بزك (گریم) در سیمای وی به چشم نمی‏خورد. شبیه خوانان در اجرای هر مجلس نوعا دو دسته‏اند: اولیاخوان و اشقیاخوان. شبیه خوانهایی كه نقش اولیا و یاری دهندگان دین را می‏آفرینند اولیا خوان / مظلوم / انبیاخوان نامیده می‏شوند، و كسانی كه نقش اشقیا و دین‏ستیزان را بازی می‏كند اشقیاخوان یا ظالم خوان‏اند. اولیاخوانها نقشهای خود را موزون و خطابه‏ای سر می‏دهند، اما اشقیا خوانها سخنان خود را ناموزون و معمولی، و در پاره‏ای از موارد، مسخره آمیز بیان می‏دارند. اولیا خوانها جامه سبز یا سیاه بر تن می‏كنند و اشقیا خوانها لباس سرخ . اما در مورد سیاهی لشگرهای هر یك از دو دسته، استفاده از جامه‏هایی بدین رنگها مصداق كاملی ندارند. نشانه و نماد در تعزیه كاربرد بسیار دارد، چنانكه گفته‏اند این نمایش باغی از نشانه و نمادهاست. از آن جمله‏اند انواع پرچمهای سبز، سرخ و سیاه كه نماد اهل بیت، شور و انقلاب، و سوگواری‏اند، علم كه نماد درفش سپاه امام حسین (ع) است و گفته‏اند صورت واقعی آن را معمولا سپهسالار وی ـ حضرت عباس ـ بر دست می‏گرفت؛ طشت آب به نشانه شط فرات؛ شاخه نخل و یا هر نهالی به نشانه نخلستان و درخت. چرخش به دور خود و راه رفتن به گرد صفحه به علامت گذشت زمان و همچنین مسافرت. چتر كه وسیله القای تازه فرود آمدن هرولی یا فرشته به ویژه جبرئیل از آسمان است؛ زدن عینك سفید برای نشان دادن روح بصیرت و نیكدلی؛ عینك دودی برای جلوه خباثت و بدسگالی فرد مورد نظر؛ عصا كه نشانگر تجربه و مصلحت‏اندیشی است؛ نگریستن گاه و بیگاه از میان دو انگشت بزرگ دست برای تأكید بر قدرت و فضیلت اولیاء در تجسم اوضاع آینده و همچنین پیشبینی؛ بر تن كردن نیمتنه بلند سفید (كفنی) به نشانه نزدیك شدن مرگ و اعلام جانبازی؛ زدن یا افشاندن اندكی كاه بر سر برای نشان دادن ماتم نشینی؛ اسب سپید بی‏سوار به نشانه اسب امام حسین (ع) (ذوالجناح) و به شهادت رسیدن صاحبش؛ گهواره آغشته به رنگ سرخ برای بیان به شهادت رسیدن كودك شیرخوار امام حسین (ع) ـ علی اصغر؛ استفاده گاه و بیگاه از كبوتری سفید برای آگاهانیدن تماشاگران از دریافت نامه یا خبر و همچنین القای حس معصومیت و همدردی در آنها؛ كجاوه‏نشینی شبیه زنان برای نشان دادن به اسیری رفتن آنها. نقش‏خوانی بر منبر ویژه اولیای نامدار است . بزرگی و كوچكی چهارپایه‏های كه گاه اولیا برای سر دادن نقشهای خود بر آن می‏ایستند وسیله‏ای برای مشخص نمودن پایه و مرتبه آنهاست. در تعزیه از موسیقی نیز استفاده مختصری می‏شود، چنانكه كاربرد آن تنها محدود می‏گردد به یكی دو سازبادی ـ از جمله شیپور یا كرنا (برای اعلام برپایی تعزیه و یا جنگ نمایشی سپاهیان) و نی (امروزه بیشتر قره‏نی) برای سوزناك‏تر كردن لحظه‏های احساسی (از جمله، لحظه‏های وداع و بیكسی) و در كنار آنها سنج و طبل. از دستگاههای موسیقی ایرانی نیز در این نمایش بهره‏هایی برده می‏شد. این بهره‏وری البته متناسب با موقع و مقام و روحیه شبیه انجام می‏گرفت. مثلا حضرت عباس عموما چهارگاه، حر عراق، عبدالله ـ پسر امام حسن ـ راك (كه به همین جهت، راك عبدالله آوازه یافته است) و زینب كبری می‏خواند، و اذان به لحن كرد بیات گفته می‏شد. اجرای تعزیه نیاز به صحنه آرایی (دكور) خاصی ندارد، چنانكه اغلب بدون هیچ گونه صحنه از پیش تعیین شده‏ای می‏توان آن را به اجرا درآورد. از همین روست كه برخی از دست به كاران نمایش اروپا از جمله یژی گروتوفسكی ـ كارگردان لهستانی ـ تعزیه را جلوه‏ای از «تئاتر بی‏چیز / تئاتر ساده و ناب» به شمار می‏آورند. اجرای تعزیه از نظر مكانی منحصر به جای ویژه‏ای نیست، اما به دلیل پیوستگی‏اش با سوگواریهای عمده مسلمانان، به ویژه مراسم ماه محرم، به ویژه در تكایا [تكیه‏] و حسینیه‏ها یا فضای باز اطراف آنها، صحن مساجد، میدانچه‏ها و چهارراهها، و یا در عصر جدیدتر، در تماشاخانه‏ها بازی می‏شود. هر چند نمی‏توان تعزیه را «تئاتر» در مفهوم ویژه و امروزین آن به شمار كرد ـ از آن رو كه كشاكش آكسیونی در آن جایی ندارد و طرح یا پیرنگ ماجرا از آغاز به اصطلاح نزد تماشاگران لو رفته است و فرجام كار نیز از همان اوان كار پیداست ـ اما نمایش شناسان در بررسی گونه‏های مختلف نمایشی قائل به همانندیهایی میان این نمایش و تئاتر روایی هستند؛ از آن جمله است جنبه بهره بردند از شیوه فاصله‏گذاری یا بیگانه‏سازی كه در جریان آن اگر چه بازیگر خود در نمایش ماجرا نقش می‏آفریند، اما شیوه كار او چنان است كه در تماشاگر می‏دمد تا بازیگر را با شخصیت مورد نظر یكی نگیرد (یا به اصطلاح تئاتری، او را همسان نپندارند)، و بداند كه وی فقط نقش افراد را بازی می‏كند. برای دست یازیدن بدین منظور، یا لحظه‏هایی بازی را قطع نموده به روایت مانده دیگری از اجرا می‏پردازد و یا آنكه در برابر كامرواییها یا رنج و شكنجه‏های رفته بر آن شخصیت واكنش نشان می‏دهد. از این جمله است شیوه برخورد سركردگان اشقیا با اولیای نامدار و همچنین برشمردن اصل و نسب سیاهكارشان به عنوان معرفی خود در برابر آنها . گریستن شمر بر شهادت امام حسین (ع) كه خود از مرتكبان مستقیم این حادثه است، گوشه دیگری است از كاربست این شیوه. در حال حاضر، اگر چه ذوق برپایی تعزیه به ویژه در روزهای سوگواری ماه محرم اندكی دامن گسترانیده، چنانكه گاهی هاله‏ای از آن در میان شیعیان كشورهایی چون هند و پاكستان، تركیه، لبنان به چشم می‏خورد، اما مردم كشورها به دلیل دسترسی داشتن به رسانه‏های گروهی و بهره‏مندی از تماشای گونه‏های متنوع‏تر نمایش‏های ایرانی و خارجی و در نتیجه، به محاق افتادن جنبه آیینی این نمایش، در تعزیه بیشتر به عنوان نوعی از نمایش بومی كهن می‏نگرند تا به عنوان آیینی فراگیر. به همین خاطر اگر كانونهای رسمی نمایش یا شماری از جوانان با ذوق بر این كار اهتمامی نورزند، باری مردم به خودی خود، شوقی در برپایی آن نشان نمی‏دهند.

 اين مطلب ادامه دارد...